سفرت به سلامت خادمالرضا
یک دست لباس سیاه برای هرکدامشان برداشته و میانِ بقچه پیچیده بودم.
چند تکه نان هم لقمهپیچ گذاشته بودم بغل تخممرغ و سیبزمینیهای آبپز توی کیف. بطریهای آب را داده بودم دستشان و راه افتادیم سمت اتوبوس.
یک دست لباس سیاه برای هرکدامشان برداشته و میانِ بقچه پیچیده بودم.
چند تکه نان هم لقمهپیچ گذاشته بودم بغل تخممرغ و سیبزمینیهای آبپز توی کیف. بطریهای آب را داده بودم دستشان و راه افتادیم سمت اتوبوس.
جاده قم به سمت تهران، پر بود از اتوبوسهایی که روی پیشانیشان یک جمله مشترک، نوشته شده بود«کاروان روحالله» زیرش هم اسم شهرشان بود.
از اتوبوس که پیاده شدم، غروب بود؛ از همان غروبهای دلگیر جمعه؛ اما کافی بود سرت را اینطرف و آنطرف بچرخانی تا در ازدحام آدمها غرق شوی و یادت برود امروز چندشنبه است.
پیرزن هنوز روی چهارپایه نشسته و چشمبهراه مهمانهای ابوسجاد بود. بهرسم هر سال، از اول تا آخر صفر کارش همین بود.
مدیرکل راهداری و حمل و نقل جادهای گیلان با اشاره به پویایی شبکه حملونقل عمومی گیلان، از افزایش چشمگیر سفرها در اردیبهشتماه خبر داد و گفت: بیش از ۲۰۸ هزار مسافر در ماه دوم سال از ناوگان عمومی استفاده کردهاند.
با شروع فصل زمستان و پدیدههای ناخوشایندی از قبیل وارونگی و آلودگی هوا، پیشنهادهایی از قبیل استفاده از حملونقل عمومی رونق میگیرد.