زیر یک سقف 1393
مهران جهان داربه خاطر مشکلی که برای صاحب خانه اش پیش می آید,مجبورمی شود که در شب عید,منزل اجاره ای خودراعوض کند. وی درخانه جدید در موقعیتی قرار می گیرد که ناچار می شود,تامدتی با خانواده فتاحی در زیر یک سقف زندگی کنند تا اینکه…
مهران جهان داربه خاطر مشکلی که برای صاحب خانه اش پیش می آید,مجبورمی شود که در شب عید,منزل اجاره ای خودراعوض کند. وی درخانه جدید در موقعیتی قرار می گیرد که ناچار می شود,تامدتی با خانواده فتاحی در زیر یک سقف زندگی کنند تا اینکه…
فیلم «مرغ تخم طلا» درباره شخصی به نام سیروس است که در یک کارگاه طلاسازی کار می کند. سیروس دچار کلیه درد شده و به بیمارستان مراجعه می کند. پزشکان تشخیص می دهند که وی سنگ کلیه دارد و کلیه او نیز سنگ ساز است ولی جنس سنگ کلیه او از سنگ عادی نیست بلکه کلیه او طلاساز است.
فیلم به زندگی مخترعی (علی یزدانی) در سه دوره کودکی، نوجوانی و. جوانی او می پردازد. این مخترع در مسیر ساخت اختراعش دچار چالش هایی می شود که برای خانواده و اطرافیانش دردسرهایی را ایجاد می کند.
این فیلم روایت سرگشتگی و دلبستگی های دو نوجوان که طی حوادثی به بلوغ اجتماعی میرسند.
داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، میگذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس میروند. این زائران در یک عکاسخانه عکس میگیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه میکنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش میآید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل میشود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره میشود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره میشود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا میآیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشنها رخ میدهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]
داستان این سریال دربارهٔ جوانی شهرستانی به نام امیر (امیرحسین آرمان) است که برای تحصیل به تهران میآید و جزو نخبگان علمی میشود، او به خواهر دوستش که در یک طلا فروشی کار میکند علاقه دارد، اما پدر دختر راضی به این وصلت نیست. از سویی دیگر امیر مجبور میشود در سرقت از طلا فروشی با دوستش حمید (پوریا پورسرخ) همکاری کند. امیر برای جلوگیری از فروش طلاها توسط حمید، مخفیانه به همراه طلاها از تهران میرود اما ساک حاوی طلاها در شهر محلات با ساک یک روحانی (مهدی سلوکی) عوض میشود و…
کاروانی برای سفر از بیابانی عبور میکنند که این بیابان به بیابان مرگ مشهور است آنان هنگام گذر تمام داراییشان توسط حسام بیگ به غارت برده میشود. این باعث میشود اتفاقاتی پیرامون این راهزنی در قالب طنز و تاریخی مدرن جلوه داده شود.
این سریال ادامه سریال "سه، پنج، دو" است و هردو در یک دنیا جریان دارند، سیاوش رستمی اکنون از همسر سابقش "پونه" جدا شده و از مدیران باشگاه «دلاوران» است و رابطه نزدیکی با شخصیت اصلی داستان؛ قباد دارد.
قباد که در رؤیاها و توهمات خودش زندگی میکند و آرزو دارد که یک شبه ره صد ساله را برود و به ستارهای مشهور تبدیل شود، بنابراین تصمیم میگیرد که وارد دنیای فوتبال شود اما پس از پیوستنش به یک تیم لیگ برتر، اتفاقات جالبی برای او رخ میدهد. در این میان کسانی هستند که موافق حضور او در تیم نمیباشند از آنجایی که قباد اصلا بازی خوبی ندارد و با رانت و رابطه وارد فوتبال شده همه دست به دست هم میدهند تا وی را از باشگاه «دلاوران» اخراج نمایند اما موفق نمیشوند…