برچسب آیدین نادری

سه پنج دو 1390

حشمت سوری که از فوتبال متنفر است بعد از فوت عمویش تمام اموال او بهش می رسد،او با مشورت پسرش برای پول در آوردن یک تیم فوتبال(آذرخش)می خرد و مدیرعامل باشگاه می شود و پسرش را سرپرست باشگاه می کند،او با حقّه های دربندی مشاورش و دلال فوتبالی بیشتر ثروت بادآورده اش را از دست می دهد و دخترش با سیاوش رستمی و پسرش با شایسته دختر دربندی ازدواج می‌کنند.سیروس با گول زدن فرخ (برادر زن حشمت)دسته چک حشمت را می دزدد،و می خواهد به امارات برود و آنجا کار کند،ولی دوستش دست و پای او را می بندد و چک را به بانک میبرد تا نقدش کند،ولی سیاوش و پیام سر می رسند و او را تحویل پلیس می دهند،حشمت باشگاه را تحویل رحمانی (رئیس هیئت مدیره) باشگاه می دهد و یک میوه فروشی به اسم سه پنج دو می زند.

هست و نیست 1396

این فیلم داستان دو باجناق است که اختلافات قدیمی با یکدیگر دارند . از این رو فرزندان شان عاشق یکدیگر می شوند و …. .

دختران حوا 1391

زنی به نام ثریا (گوهر خیراندیش) که در جوانی پرستار زایشگاه بوده، بر اثر اتفاقی که در زندگی او می‌افتد (توسط رئیس بیمارستان محل خدمت او از بیمارستان اخراج می‌شود)، تصمیم به انتقام می‌گیرد. او اسامی سه نوزاد (که روی دستهای آن‌ها برچسب زده شده) را هنگام تولد در بیمارستان، عوض می‌کند.(که یکی از آن‌ها دختر رئیس بیمارستان بوده) اما سال‌ها بعد پشیمان شده و در حالی که در زندان، روزهای پایانی زندگی را می گذراند، از یک مدد کار اجتماعی به نام شیوا (یکتا ناصر) که خود نیز-به اتهام قتل همسرش دانیال -، با او هم بند بوده و حالا آزاد شده، می‌خواهد که آن سه دختر را پیدا کند و نزد او بیاورد. آن سه دختر نیز که خود از طبقات مختلف جامعه می‌باشند و حالا بزرگ شده‌اند، به زندگی خود مشغول هستند، نیکی دختر رئیس بیمارستان که خود دختری به نام نیلو دارد و بعد از فهمیدن عوض شدن نوزادان میترسد همسرش او را رها کند، گیلدا دختری که عقده پولدار شدن دارد و وقتی متوجه راز جابه جایی نوزادان می‌شود آرزو می‌کند کاش دختر رئیس بیمارستان باشد او که با پسرخاله و مادر خود زندگی می‌کند بیشتر از دو دختر دیگر خواهان مشخص شدن واقعیت است و مژگان کارمند بانک که همراه خانواده خود روزگار را سپری می‌کند و زندگی خود را خیلی دوست دارد. این سه دختر با یکدیگر دوست شده و در تلاش برای یافتن حقیقت هستند و شیوا نیز به آن‌ها کمک می‌کند. از طرفی شیوا همسایه‌ای مخوف دارد که در آخر داستان به اتهام قتل دستگیر می‌شود.

میانبر 1398

محور اصلی مجموعه میان‌بر، انتخاب صحیح در موضوعات مختلف و مراحل گوناگون زندگی از جمله انتخاب همسر، انتخاب شغل و همچنین انتخابات سیاسی است.

آوای باران 1392

این فیلم زندگی مردی به نام طاها ریاحی که تاجر دارو است را روایت می‌کند که با بروز اتفاقاتی دگرگون شده و سرنوشت عجیبی برای او و دخترش رقم می‌خورد. او پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد و به دنبال دختر گمشده خود می‌گردد و متوجه می‌شود که نادر و زیور، خواهرزاده و همسر خواهرزاده‌اش، نتوانسته‌اند از دخترش نگهداری کنند و دخترش از خانه به دلیل آزار و اذیت آن‌ها فرار کرده و میان گروه‌های تکدی‌گری سر درآورده است. زیور و نادر سعی دارند دختر خودشان که بیتا نام دارد را جای باران، دختر طاها، جا بزنند اما اوضاع آنطور که باید پیش نمی‌رود و باران به دنبال پدر خود می‌گردد و این در حالی است که شکیب سردسته تکدی‌گرها قصد اخاذی و به دست آوردن پول از طریق این خانواده را دارد؛ در این میان کیانوش پسر جوانی که از زمان کودکی با باران در سر چهار راه آشنا شده بود و او را به شکیب معرفی کرده بود عاشق باران شده‌است و در این حال شکیب توسط یکی از پسران تکدی گری کشته می‌شود و همسر او آفرین به دلیل بچه در شکم داشتن و خونریزی پیش از حد می‌میرد و نادر با خانواده به سمت یک بندر می‌روند تا با دوست نادر دیدار کنند دوست نادر به نادر پیشنهاد می‌دهد که خودش به مالزی بروند وخانواده به مرز ترکیه بروند ولی نادر گول می‌خورد و معلوم نمی‌شود چه اتفاقی برایش می‌افتد و زیور و بیتا در تونل تصادف می‌کنند و بیتا به بیمارستان منتقل می‌شود طاها هم دختر خود را پیدا می‌کند و زیور هم به گدایی می‌افتد.

ملکه گدایان 1399

البرز شیمیدان ساکن آلمان است . پدرش خسرو و مادرش خورشید در ایران زندگی می‌کنند. البرز با دختری به نام سارا که در ایران زندگی می‌کند و برای درمان بیماری پدرش به آلمان آمده، آشنا می‌شود و با او نامزد می‌کند. او قرار است در ترکیه با سارا ازدواج کند. همه‌چیز برای یک مراسم به یادماندنی مهیا است که خبر می‌رسد پدرش به کما رفته ‌است. البرز با گذشته‌ای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد، ولی بنابر مشکلاتی او مجبور است که به صورت قاچاقی به ایران بیاید. با وجود اصرار فراوان مادر البرز برای بازنگشتن او به ایران، البرز تصمیم خود را گرفته است. وقتی او باز می‌گردد هیچ‌کس او را نمی‌شناسد و او را فرهاد بابایی خطاب می‌کنند و کسی جز قاچاقچی او را به خاطر ندارد ....

کشتارگاه 1398

فیلم کشتارگاه روایتی از مشکلات اجتماعی کشور و درباره مرد جوانی به نام امیر است؛ امیر به تازگی از فرانسه دیپورت شده و ناخواسته وارد ماجرایی می‌شود. او بخاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک می‌شود...