برچسب آیدا تبیانیان

راز یک خزان 1377

زیبا، مددکار یکی از مراکز کمیته امداد خمینی است که کودکی اش را نیز در آنجا گذرانده‌است. مردی به نام امیر با وی آشنا می‌شود و پس از مدتی آن دو با هم ازدواج می‌کنند اما به علت اینکه زیبا، پدر و مادر نداشته و در خوابگاه کمیته امداد بزرگ شده‌است مدام با مخالفت‌های مادر امیر روبرو می‌شوند و همین مسئله از نظر روحی برای زیبا آزاردهنده است. در طی یک حادثه اتومبیل، امیر حافظه اش را از دست می‌دهد و همه افراد خانواده قصد کمک به او را دارند. در پایان با شبیه‌سازی زمانی که زیبا از پله‌های آپارتمانی پرتاب می‌شود و از امیر کمک می‌خواهد، وی گذشته را به یاد می‌آورد

رسم شیدایی 1383

دو دوست صمیمی به نام‌های صبور (پری امیرحمزه) و مریم (مریم امیرجلالی) برای سرگرمی به خواستگاری‌های قلابی می‌روند...