برچسب آیدا تبیانیان

شب آفتابی 1380

لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی می‌زنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه می‌رود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان می‌شود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج می‌کند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را می‌بیند که به او می‌گوید مادرش را پیدا می‌کند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی می‌دهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا می‌کند آشنا می‌شود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا می‌کند و آنها را به پلیس لو می‌دهد و خود دوباره به زندان بازمی‌گردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمی‌گردد.

پیشواز 1390

داستان سریال پیشواز درباره دو نوجوان به نام حمید و هاشم است که باعث پدید آمدن ماجراهای مختلفی می‌شوند. جعفر دهقان در این سریال ایفاگر نقش پدر حمید یعنی آقا یدالله خواهد بود. او شخصیتی انقلابی است که در طول داستان با شخصی به نام بهادرخان که نماد ظلم و ستم است، به مبارزه می‌پردازد. بازیگر نقش بهادرخان مهدی میامی است. او صاحب قالی‌بافی روستاست.

مینا نوروزی‌فر هم ایفاگر نقش گلچهره، همسر بهادرخان است. او آدم تازه به دوران رسیده‌ای است که کمبودهای عاطفی خود را با ولخرجی و سفر به شهر جبران می‌کند. گلچهره به دنبال تصمیمی که می‌گیرد، زندگی‌‌اش دستخوش تغییراتی می‌شود که او را با شخصیت واقعی خود و همسرش آشنا می‌کند.

اسماعیل سلطانیان هم یکی دیگر از بازیگران محوری این سریال است که در نقش یعقوب برادر یدالله به ایفای نقش می‌پردازد. یعقوب از شخصیت‌های فعال و حامی انقلاب است، اما مانند یدالله تند و تیز و به نوعی نماد قشر محافظه‌کار محسوب می‌شود.

بی‌بی از دیگر شخصیت‌های مطرح این سریال است که شخصیتی مذهبی دارد. او مادربزرگ حمید است و به نوعی تکیه‌گاه این شخصیت است. مرتضی ضرابی هم بازیگر نقش حسن سلمونی است که با الاغ خود در روستاهای اطراف باربری می‌کند.

یک لحظه دیرتر 1391

این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است و در هر قسمت مضمون و پيامی دينی و اخلاقی را مورد توجه قرار می‌دهد و تلاش دارد تا در لحظات نسبتا حساس‌تری از زندگی روزمره در مرحله تصمیم، تردید، لغزش و… رویکردهای اخلاقی را با جزئیات بیشتری تأکید و مرور کند. درون‌ مایه‌های اخلاقی با نگاهی به قشر متوسط جامعه دست‌ مایه‌ های اصلی و مضمونی این مجموعه را رقم زده است.

شب اول هجده سالگی (دیاپازون) 1397

هدی شب تولد 18 سالگی اش میباشد. دوستش ارغوان قصد دارد در شهربازی و بر روی چرخ و فلک برایش تولد بگیرد. برادر ارغوان او را در شهربازی میبیند و بخاطر اینکه به دروغ گفته است که میخواهد با دوستانش درس بخواند با او جروبحث کرده و قصد دارد به زور او را از آن محل ببرد. هدی مانع این کار میشود و برادر ارغوان او را با هل دادن نقش زمین میکند. این کار باعث میشود ضربه ای به هدی وارد شود و او کشته شود.
مادر هدی درخواست قصاص کرده ولی با توجه به قانون برای انجام قصاص باید پول دیه را تامین کند.

ترانه 1396

ترانه داستان زندگي دختر دانشجويي است که کانون از هم پاشيده خانواده‌اش مشکلات زيادي را براي او به وجود آورده‌ تا جايي که براي تأمين هزينه‌هاي زندگي فعاليت در يک شرکت مدلينگ غيررسمي را انتخاب مي‌کند و در اين مسير گرفتار افرادي مي‌شود که او را تا پاي مرگ پيش مي‌برند.