برچسب آیت الله العظمی سید علی خامنه‌ای

شهیدباهنر را از خانه‌اش بیرون کردم تا با آقای هاشمی صحبت کنم!

خاطره چهره نجیب این‌دوست قدیمی و عزیز ما که می‌دید ما در حضور او داریم حرفی می‌زنیم و می‌خواهیم او نباشد و مطلقا نگران و ناراحت نمی‌شد از یادم نمی‌رود. چون می‌فهمید مساله مهمی است. خیلی صریح به ایشان گفتیم «ما یک‌صحبتی داریم، می‌خواهیم شما نباشید»

امام حکم قتل نویسنده را صادر کرد نه این‌که کتابش را تحریم کند!/خود سفرای اروپایی معذرت خواستند و برگشتند

امام فرمود سلمان رشدی مهدورالدم است و باید کشته شود. وقتی نویسنده یک‌کتابی که پول گرفته برای لجن‌پراکنی و نوشتن هرزه، فهمید با این‌کار جان خودش را از دست خواهد داد و فهمید این، به قیمت گرانی برایش تمام خواهد شد. این‌قضیه فرق می‌کند تا این‌که بگویند آقا ما این‌کتاب را تحریم کردیم! کار امام بود که درست به آن‌نقطه اصلی توطئه استکبار، آسیب زد.

صورت آن سرگرد ارتشی مثل ماه می‌درخشید/نوربالا که می‌گفتند این بود

یک‌شب با مرحوم چمران نشسته بودیم راجع به موضوعات جبهه و کارهایی که فردا داشتیم، صحبت می‌کردیم؛ در باز شد، همین شهید رستمی وارد شد. چند روزی بود او را ندیده بودم. دیدم سرتاپایش گل‌آلود است؛ این پوتین‌ها گل‌آلود، بدنش خاک‌آلود، صورتش خسته، ریشش بلند؛ اما ...