رخنه 1403
داستان سریال «رخنه» مربوط به یکی از دانشمندان کشورمان است که بر روی موشکهای ماهوارهبر و فضایی تحقیق میکند و در این مسیر با تهدیدات و خطراتی از سوی بیگانگان روبهرو میشود.
داستان سریال «رخنه» مربوط به یکی از دانشمندان کشورمان است که بر روی موشکهای ماهوارهبر و فضایی تحقیق میکند و در این مسیر با تهدیدات و خطراتی از سوی بیگانگان روبهرو میشود.
روانپزشکی به نام احمد مسعود، در پی بیخبری از همسرش، کتی، در جستجوی اوست. دوستان سابق که هر یک به دلیلی از او بریدهاند، کمکش نمیکنند. احمد در انتهای شب، تجربهای عجیب را حین مکالمه با زنی که با او همدردی میکند، از سر میگذراند و…
در سریال «تب و تاب» شخصیت «مهلقا» از سفر بازگشته «معین» پسر بزرگش در مراسم استقبال حضور ندارد. همین موضوع بین اطرافیان باعث ایجاد سوال میشود. بلافاصله «ژاله» خواهر معین ، به خانه معین میرود و...
فیلم شب نشینی از زنگ انشاء که بهانه ای می شود برای رجعت به دوران گذشته دو نوجوان که صبح و درمدرسه با هم دعوا کرده اند و باید شب هنگام (در میهمانی ) به خانه یکدیگر بروندآغاز می شود و این دیدار محملی برای یاد کردن رسم شب نشینی است که در ادامه ماجراهای جذابی رقم می خورد.
گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال میکند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بینالمللی» مشغول به کار میشود. او هر بار با پروندهای روبهرو میشود که باید آدم گمشدهای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدمها و ماجراهایی که برای آنها به وقوع میپیوندد داستانهای مختلف این سریال تلویزیونی را شکل میدهد.
فیلم "بهمنشیر" روایت مردی است بنام جلیل که از دست طلبکارانش فرار کرده و همراه با پسربچه ده ساله اش به آبادان آمده تا بلکه بتواند از کشور خارج شود. غافل از اینکه آنها سایه به سایه بدنبالش آمده اند. بهنام که از او طلبکار است به او سه روز مهلت می دهد تا طلبش را فراهم کند.
در این فیلم فرخ در یک کارگاه کار می کند و نامزدی دارد که می خواهد با او ازدواج کند. اما او در اتفاقی از مسیر اصلی خود خارج می شود و حالا
دو راه را پیش رو دارد: بازگشت به خویشتن یا افتادن در راه خلاف.
دختری به نام شهربانو شهابی که یکی ﺍز دﺍنشجویان خوب رشته روﺍنشناسی دﺍنشکده ﺍست به خوﺍستگاری پسر خاله ﺍش که بسیار ثروتمند ﺍست جوﺍب رد میدهد و با مهندسی به نام حمید ﺍزدوﺍج میکند. حمید در دورﺍن جنگ برﺍی ساخت یک پل به منطقه جنگی ﺍعزﺍم میشود و آنجا مجروح میشود و شیمیایی میشود. در آن دورﺍن حمید ﺍز شهربانو خوﺍست تا ﺍو رﺍ برﺍی همیشه ترک کند و ...