برچسب آندرانیک خچومیان

رخنه 1403

داستان سریال «رخنه» مربوط به یکی از دانشمندان کشورمان است که بر روی موشک‌های ماهواره‌بر و فضایی تحقیق می‌کند و در این مسیر با تهدیدات و خطراتی از سوی بیگانگان روبه‌رو می‌شود.

احمد به تنهایی 1400

روانپزشکی به نام احمد مسعود، در پی بی‌خبری از همسرش، کتی، در جستجوی اوست. دوستان سابق که هر یک به دلیلی از او بریده‌اند، کمکش نمی‌کنند. احمد در انتهای شب، تجربه‌ای عجیب را حین مکالمه با زنی که با او هم‌دردی می‌کند، از سر می‌گذراند و…

تب و تاب 1401

در سریال «تب و تاب» شخصیت «مه‌لقا» از سفر بازگشته «معین» پسر بزرگش در مراسم استقبال حضور ندارد. همین موضوع بین اطرافیان باعث ایجاد سوال می‌شود. بلافاصله «ژاله» خواهر معین ، به خانه معین می‌رود و...

شب نشینی 1390

فیلم شب نشینی از زنگ انشاء که بهانه ای می شود برای رجعت به دوران گذشته دو نوجوان که صبح و درمدرسه با هم دعوا کرده اند و باید شب هنگام (در میهمانی ) به خانه یکدیگر بروندآغاز می شود و این دیدار محملی برای یاد کردن رسم شب نشینی است که در ادامه ماجراهای جذابی رقم می خورد.

گمشده 1389

گمشده با مضمونی اجتماعی داستان زندگی زنی به نام «مریم سلیمیان» (میترا حجار) را دنبال می‌کند که در زمان زلزلهٔ بم جزو امدادگران داوطلب بوده و بعد از ۵ سال سازمان هلال احمر و در بخشی به نام «جستجوی گمشدگان بین‌المللی» مشغول به کار می‌شود. او هر بار با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود که باید آدم گمشده‌ای را در داخل یا خارجِ کشور ردیابی کند. پیدا کردن این آدم‌ها و ماجراهایی که برای آن‌ها به وقوع می‌پیوندد داستان‌های مختلف این سریال تلویزیونی را شکل می‌دهد.

بهمنشیر 1390

فیلم "بهمنشیر" روایت مردی است بنام جلیل که از دست طلبکارانش فرار کرده و همراه با پسربچه ده ساله اش به آبادان آمده تا بلکه بتواند از کشور خارج شود. غافل از اینکه آنها سایه به سایه بدنبالش آمده اند. بهنام که از او طلبکار است به او سه روز مهلت می دهد تا طلبش را فراهم کند.

وارونگی 1389

در این فیلم فرخ در یک کارگاه کار می کند و نامزدی دارد که می خواهد با او ازدواج کند. اما او در اتفاقی از مسیر اصلی خود خارج می شود و حالا
دو راه را پیش رو دارد: بازگشت به خویشتن یا افتادن در راه خلاف.

شهربانو 1389

دختری به نام شهربانو شهابی که یکی ﺍز دﺍنشجویان خوب رشته روﺍنشناسی دﺍنشکده ﺍست به خوﺍستگاری پسر خاله ﺍش که بسیار ثروتمند ﺍست جوﺍب رد می‌دهد و با مهندسی به نام حمید ﺍزدوﺍج می‌کند. حمید در دورﺍن جنگ برﺍی ساخت یک پل به منطقه جنگی ﺍعزﺍم می‌شود و آنجا مجروح می‌شود و شیمیایی می‌شود. در آن دورﺍن حمید ﺍز شهربانو خوﺍست تا ﺍو رﺍ برﺍی همیشه ترک کند و ...