برچسب آندرانیک خچومیان

کشیک قلب 1395

یک پزشک جوان به نام یوسف که در کودکی تمام اعضای خانواده خود را از دست داده است و از کودکی فردی بی نام و نشان او را از نظر مالی تأمین کرده‌است. در بیمارستان و در شب ۱۹ ماه مبارک رمضان با یک بیمار عجیب روبرو می‌شود...

بی حسی موضعی 1398

داستان فیلم بی حسی موضعی از شب تا صبح اتفاق می افتد. «جلال »، دانشجوی انصرافی رشته فلسفه، متوجه می شود خواهرش که به اختلال روانی دوقطبی مبتلاست، با مردی ثروتمند به نام «شاهرخ» ازدواج کرده که به شرط بندی بازی فوتبال اعتیاد دارد. جلال با عصبانیت از خانه بیرون می زند تا به خانه دوستش، «بهمن» که یک آهنگ ساز زیرزمینی است، برود. در مسیر جلال با یک راننده تاکسی به نام «ناصر» آشنا می شود و این دو شب عجیبی را در کنار هم سپری می کنند.

آندرانیک 1396

روایت «آندرانیک»، در سال 1328،در شهر ارومیه اتفاق می‌افتد. کشیش آرمن پطروسیان (رضا بهبودی)، به همراه دخترش، سونیا (الهام کردا) و خادم کلیسا، یوریک، در یک کلیسای کوچک زندگی می‌کنند، تا اینکه ورود سروان شاهرخ تاش (سعید چنگیزیان)، این خانواده مسیحی را در تنگنایی اخلاقی قرار می‌دهد. سروان شاهرخ تاش، که سال‌ها قبل و در مبارزات جنگل، دوش‌به‌دوش پدر آرمن جنگیده است، اکنون به قوای دولتی پیوسته و با نقشه دستگیری یک شاعر آزادی‌خواه به نام آندرانیک که به‌تازگی به ایران واردشده، قصد دارد ستاره‌ها و مقام ازدست‌رفته‌اش را زنده کند.

روباه 1393

يک پيک موتوري به طور اتفاقي با فردي آشنا مي شود که از قضا تروريستي است که از طرف سازمان هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي براي ترور دانشمندان هسته اي به ايران آمده است و وزارت اطلاعات بدنبال دستگيري اوست که در نهايت با همکاري فرد موتور سوار "يوهان نتانياهو" که برادر بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي است دستگير مي شود و عمليات و نقشه هاي آنان خنثي مي شود.

آل 1388

داستان فيلم آل ماجراي سفر مهندسي جوان به نام سينا (با بازي زماني) و همسرش (هنگامه حميد زاده) به كشور ارمنستان است. از آنجاييكه زن حامله است و سينا هم مادر خود را در زايمان از دست داده است، نگراني زيادي در مورد بچه دارد و شنيدن عقايدي در مورد آل نيز باعث مي شود خيالات و كابوس هاي سينا تشديد شود. در اين ميان رفتار مشكوك يكي از روساي شركت سينا (با بازي آنا نعمتي) كه به سينا علاقه مند است، به آلام روحي او مي افزايد.

من حیرت می‌کنم

ده‌ای به دیدن بازیگرانی می‌آیند که به آنها علاقه‌ دارند و عده‌ای دنبال کنجکاوی‌هایشان هستند و به نظرم این اتفاق خوبی است که در خصوصی‌شدن تئاتر افتاده است. امیدوارم فقط این سالن‌های کوچک‌تر خصوصی خالی نمانند و هرکدام مخاطب خودشان را داشته باشند.