در فضای پساجنگ، به نظر میرسد این شرایط رنگ و بویی نگرانکنندهتر هم پیدا کند؛ تعدیل نیرو، بیمیلی به استخدامهای حاشیهای، اما ضروری و غیبت حس مسوولیت نسبت به تربیت نسل بعدی متخصصان از طریق کارآموزی و کارورزی، همگی میتوانند این بحران را عمیقتر کنند. نخستین مانع در مواجهه با این معضل، حتی در دسترس نبودن یا انتشار دیرهنگام آمار آموزش عالی است؛ خود این تاخیر، نشانهای از همان بینظمی است که موضوع اصلی این یادداشت است. با این حال، بر پایه آمار رسمی موجود، تصویری قابل استناد میتوان ترسیم کرد. رییس موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، تعداد دانشجویان کشور در سال ۱۴۰۳ را حدود ۳.۳ میلیون نفر اعلام کرده است. طبق آخرین داده منتشر شده همین موسسه، درصد اشتغال دانشجویان در سال ۱۴۰۰ حدود ۵۰درصد بوده؛ رقمی که در نگاه نخست شاید امیدوارکننده به نظر برسد.