گل مرداب 1381
گل مرداب روایتگر سرگشتگی جوانانی ست که به دلیل مسائل مختلف پیرامونشان مانند اختلافات خانوادگی، درک نکردن والدین پول زیاد، معاشر نامناسب گرفتار معضل اعتیاد می شوند.
گل مرداب روایتگر سرگشتگی جوانانی ست که به دلیل مسائل مختلف پیرامونشان مانند اختلافات خانوادگی، درک نکردن والدین پول زیاد، معاشر نامناسب گرفتار معضل اعتیاد می شوند.
لبه تاریکی داستان مردی به نام ناصر را روایت میکند که به خاطر اعتیادش از محل کارش اخراج میشود و همین دلیلی میشود که به دوستان قدیمی اش روی بیاورد که در کار قاچاق مواد مخدر هستند. نادر رئیس این باند است که به ناصر پیشنهاد پخش مواد مخدر در سطح شهر میدهد، اما ناصر از آنجا که مجبور است این مواد را بین جوانان و نوجوانان پخش کند از این کار سر باز میزند. از سویی نادر دلباخته زهرا دختر ناصر است و با بهانه بیمار بودن همسرش به زهرا ابراز علاقهمندی میکند. زهرا اما نمیپذیرد و پس از گرفتار شدن پدرش به ناچار به پسرعمه خود «امیر» که یک افسر پلیس است رو میآورد. امیر نیز به زهرا علاقه دارد، اما بخاطر آنکه یک بار از او جواب منفی شنیده، درخواست خود را مطرح نمیکند. نادر تلاش میکند از طریق فریب دادن مریم، دوست زهرا به خواسته خود برسد اما…
فصل اول سریال ماجرای خانوادهٔ «نقی معمولی» را روایت میکند که تصمیم میگیرند از شیرگاه به تهران کوچ کنند؛ اما هنگام ورود به پایتخت با مشکلات زیادی مواجه میشوند … صاحبخانه میمیرد و وراث حاضر به تحویل خانه نمیشوند، بدین ترتیب در پی مشکلاتی که در تهران برای آنها پیش میآید مجبور میشوند مدتی در کامیون ارسطو زندگی کنند… در مدتی که در پشت کامیون ارسطو هستند اتفاقات هیجان انگیز و بسیار جالبی برای خانواده معمولی رخ میدهد. مانند کمک کردن به نیروی انتظامی (پژمان بازغی) برای دستگیر کردن یک باند خلافکار.خانواده معمولی لحظه تحویل سال نو رو باهم جشن می گیرند و قبل از بازگشت به شهر خودشان (علیآباد) تصمیم میگیرند که به مشهد سفر کنند و به این ترتیب پایتخت ۱ در حرم امام رضا به پایان میرسد.
داستان سریال پیشواز درباره دو نوجوان به نام حمید و هاشم است که باعث پدید آمدن ماجراهای مختلفی میشوند. جعفر دهقان در این سریال ایفاگر نقش پدر حمید یعنی آقا یدالله خواهد بود. او شخصیتی انقلابی است که در طول داستان با شخصی به نام بهادرخان که نماد ظلم و ستم است، به مبارزه میپردازد. بازیگر نقش بهادرخان مهدی میامی است. او صاحب قالیبافی روستاست.
مینا نوروزیفر هم ایفاگر نقش گلچهره، همسر بهادرخان است. او آدم تازه به دوران رسیدهای است که کمبودهای عاطفی خود را با ولخرجی و سفر به شهر جبران میکند. گلچهره به دنبال تصمیمی که میگیرد، زندگیاش دستخوش تغییراتی میشود که او را با شخصیت واقعی خود و همسرش آشنا میکند.
اسماعیل سلطانیان هم یکی دیگر از بازیگران محوری این سریال است که در نقش یعقوب برادر یدالله به ایفای نقش میپردازد. یعقوب از شخصیتهای فعال و حامی انقلاب است، اما مانند یدالله تند و تیز و به نوعی نماد قشر محافظهکار محسوب میشود.
بیبی از دیگر شخصیتهای مطرح این سریال است که شخصیتی مذهبی دارد. او مادربزرگ حمید است و به نوعی تکیهگاه این شخصیت است. مرتضی ضرابی هم بازیگر نقش حسن سلمونی است که با الاغ خود در روستاهای اطراف باربری میکند.
خبرنگار زنی که در یک مجله زنانه کار می کند، شجاعانه به کنکاش در زندگی زنان بی سرپرست می پردازد.مینا به دلیل مشکلاتی که در گذشته داشته است، دچار حوادث خاصی می شود که زندگی جدیدش را تهدید می کند…
این سریال داستان دختری است که پس از مرگ پدرش با خواهرها و برادرهایش دچار مشکل میشود.
موضوع این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ ماجراهای یک گروه پلیس زبده و ورزیدهاست که در چالش با پروندههای پلیسی، به رویارویی و حل و فصل آنها میپردازند. کاراکترهای مجموعه تلویزیونی شامل چند جوان است که به عنوان نیروهای گشت انتظامی فعالیت میکنند و در سطح شهر با یک اتفاق روبهرو میشوند و آن را پیگیری میکنند…
داستان چاردیواری دربارهٔ جوانی به نام نادر است که در گذشته درخواست دختر جوان و متمولی به نام مریم را برای ازدواج ظاهری و رسمی قبول کرده. دختر که قصد داشته با این ازدواج در خارج از کشور ادامه تحصیل دهد، حالا پس از چند سال از خارج از کشور برگشته و قصد دارد به ازدواج با نادر خاتمه بدهد. اما در عین حال با همکاری نادر طوری در برابر پدرش صحنهسازی میکند که او و نادر پس از چند سال زندگی مشترک، با هم اختلاف دارند. از سوی دیگر نادر در رابطه با خانواده پدریاش هم دچار مسائلی است که وضعیت او را پیچیدهتر میکند …