دل های شیشه ای 1387
«دل های شیشه ای» درباره فردی ملقب به دکتر ساسان است که پس از پنج سال بدون اطلاع قبلی به ایران می آید تا در مخفیگاهی، باند توزیع و پخش مواد مخدر جدید را هدایت کند تا این که...
«دل های شیشه ای» درباره فردی ملقب به دکتر ساسان است که پس از پنج سال بدون اطلاع قبلی به ایران می آید تا در مخفیگاهی، باند توزیع و پخش مواد مخدر جدید را هدایت کند تا این که...
مریم افشار دانشجوی رشته هنر، دختری خانوادهدار است و پدر و مادر خوبی دارد. همه چیز در خانواده مریم آن قدر خوب و بجاست که مریم لازم نمیبیند هیچکدام از نیازهایش را در بیرون از خانه تأمین کند. اما همه چیز دست به دست هم میدهند …
فرجامی کارمند ادارۀ کار، به قصد ورود به عرصۀ خرید و فروش دلار، خود را بازخرید میکند. دلالی دلار، درآمد خوبی دارد و فرجامی سرخوش از این کسب و کار تازه، اصرار دارد که دخترش با یک دلارفروش، ازدواج کند. دختر که از کار پدر ناخشنود است، قصد ازدواج با پسردایی خود را دارد. در جریان پذیرش قطعنامه ۵۹۸، نرخ دلار به سرعت نزول میکند و فرجامی ورشکست و راهی بیمارستان میشود. فرجام کار، ندامت و پشیمانی فرجامی است و ازدواج دختر با پسردایی.
داستان سه خانم مسن بنامهای محمدی و جواهری و باقی که دوستی دیرینه دارند برای عیادت از یکی از اقوام خانم محمدی مجبور می شوند بعد از سفر به شیراز حالا به شهر شاهرود سفر کنند. آنها به عیادت مریض میروند در حالیکه تولد خانم جواهری نیز در 30 اسفند ماه است. به این ترتیب با بهبودی مریض و جمع اقوام خانم محمدی در شهر شاهرود جشن تولدی مفصل و شلوغ و شاد برای خانم جواهری برگزار میکند.
داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسداللهخان پدری مهربان،خانوادهدوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج میبایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آنها دارای زندگی مستقلی هستند.
ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز میشود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگتر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلالطلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمیداند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و بهدور از دخالتهای دیگران را طلب میکند...
این سریال داستان یک زوج متعلق به دو طبقه اجتماعی مختلف به نامهای صحرا (شهلا میربختیار) و ساسان (داریوش مودبیان) را بازگو میکند که ازدواجشان با دخالتهای مادر ساسان (با بازی جمیله شیخی) و عوامل و مسائل دیگر رو به فروپاشی و طلاق میرود.
داستان مشتریهای یک کافی شاپ که ماجراهای جالبی دارند که هر قسمت داستان جداگانه دارد . صاحبان این کافی شاپ یک خواهر و برادر هستند به اسم امید و آرزو ...
سعيد سرخورده بخاطر پشيمانی از خلافهای گذشتهاش به همراه دايی پير خود به مرقد امام(ره) میرود. دايی قرار است در مرقد امام(ره) به كاروانی كه پس از برگزاری مراسم سالروز ارتحال امام(ره) راهی كربلاست، بپيوندد. سعيد طی ماجراهايی با افرادی روبهرو میشود كه هر كدام از جايی برای برپايی اين مراسم آمدهاند. حضور در كنار آنها آغاز مسيری تازه در زندگی اوست.