شاید دوست شاید دشمن 1387
فیلم «شاید دوست، شاید دشمن» درباره مرد جوانی به نام «رضا» است که پس از اخراج از کارخانه به دلیل طرح تعدیل نیرو، تصمیم می گیرد تا پسر صاحب کارخانه را گروگان بگیرد.
فیلم «شاید دوست، شاید دشمن» درباره مرد جوانی به نام «رضا» است که پس از اخراج از کارخانه به دلیل طرح تعدیل نیرو، تصمیم می گیرد تا پسر صاحب کارخانه را گروگان بگیرد.
پسر جوانی در پی بد نام کردن پهلوان محله که دوست قدیمی پدرش بوده است، در می یابد که اسیر دست یکی از دشمنان آنها شده است و….. فیلم پلاک ۷ را با لینک مستقیم و به صورت رایگان می توانید از ایرانیان دانلود دریافت کنید.
این فیلم زندگی نیما را روایت می کند که پس از آزاد شدن از زندان متوجه مریضی نامزد سابقش می شود. در همین حین با پیدا شدن کیف فرزاد که از قضا مبلغ قابل توجهی در آن قرار دارد اتفاقاتی برای نیما رخ می دهد که…
مجموعه تلویزیونی کلانتر 2 در ۱۷ قسمت و در ۳ اپیزود تولید شدهاست که به ترتیب دربارهٔ قاچاق انسان و کلاهبرداری و سرقت است.
داستان سریال هفت گنج در مورد استاد علوی، به علت بیماری بدخیم کبد و فرصت کم پیش رو برای زنده ماندن، تصمیم به راه اندازی یک شرکت تعاونی با همکاری 7 نفر از شاگردان و نزدیکان خود میکند. این هفت نفر که برای استاد علوی حکم هفت گنج گرانبها را دارند، با دیدن همدیگر در شرکت، زخمی کهنه سر باز میزند و معمایی عجیب شکل میگیرد که…
جوانی به نام بهزاد (حمید گودرزی) تصمیم دارد با دخترعموی خود بهار (آیدا فقیهزاده) ازدواج کند. پدر بهزاد ۲۰ سال پیش در یک سانحه رانندگی کشته شده و حسام، عموی بهزاد (حسین محجوب) از خانواده او سرپرستی میکردهاست. حسام کارخانهدار است و سهیل خرم را (بهنام قربانی) که یکی از کارکنان اوست، به دلیل کلاهبرداری از کارخانه اخراج میکند. سهیل، حسام را تهدید میکند که اگر او را به کارخانه برنگرداند، دردسر بزرگی برایش درست میکند. با قبول نکردن حسام، سهیل پیش بهزاد میرود و به همراه یک شاهد، ادعا میکند حسام، بیست سال پیش، پدر بهزاد (حبیب) را به قتل رساندهاست و همچنین بهزاد صاحب عمهای (مهرانه مهینترابی) است که از وجودش اطلاع ندارد. بهزاد وکیلی به نام ارغوان آذرنیا (پریناز ایزدیار) میگیرد و سعی میکند حقیقت را کشف کند.
«ریحانه» داستان زندگی دختری تنها است که در روند زندگی عادی خود ناگهان متوجه میشود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تاکنون فکر کردهاست. همین مسئله باعث میشود تا او برای پیدا کردن گذشتهاش با افراد جدیدی روبرو شود که …
همه چیز از پشیمانی پیرمردی (آتش تقیپور) در بستر مرگ آغاز میشود! در بیست و پنج سال پیش مراسم عروسی دختر (آناهیتا نعمتی – در نقش مادر) این پیرمرد بر اثر لجاجت او بهم میخورد. داماد (جمال اجلالی) دو سال بعد به زندان میافتد و عروس در هنگام وضع حمل دخترش، افسانه (آناهیتا نعمتی)، فوت میکند. بعد از پیروزی انقلاب پدر افسانه از زندان آزاد میشود و قیمومت دخترش را بدست میآورد و برای همیشه او را از زندگی پدربزرگ (آتش تقیپور) خارج میکند.
اکنون پس از گذشت سالها پدربزرگ از کردهٔ خود پشیمان است و میخواهد جبران مافات کند به همین دلیل از نوهٔ خود رضا (دانیال حکیمی) که در فرانسه زندگی کند میخواهد که به کشور برگردد و افسانه را پیدا کند و ثروتی را که سهم مادر اوست به او بدهد.
رضا در جستجوی خود با دوست دوران کودکی افسانه، منیژه (پانتهآ بهرام) آشنا میشود. منیژه به همراه پدرش (کیومرث ملکمطیعی) و مادرش (صدیقه کیانفر) و برادرش (حمید مهیندوست) و زن برادرش (ساناز سماواتی) زندگی میکند که افرادی معتاد و خلافکار هستند. بعد از این که متوجه میشوند پای ارث و میراث زیادی در بین است قصد کلاهبرداری از آنها را دارند به همین دلیل پیش دایی منیژه، مجید (ابوالفضل پورعرب) میروند تا او نقشهٔ برای این کار بکشد.
مجید هم معتاد و خلافکار است و نقشههای زیادی برای به دام انداختن افسانه میکشد. افسانه پزشک شدهاست و در یک بیمارستان کار میکند رئیس بیمارستان دکتر صارمی (حمیدرضا افشار) قصد ازدواج با افسانه را دارد دوست افسانه (شیوا ابراهیمی) از این موضوع با اطلاع است. دکتر صارمی سعی میکند نقشههای مجید را افشا کند اما مجید به همراه بستگان و دوستاش کامران (فرداد صفاخو) نقشهٔ خود را پیش میبرد تا این که…