تیک 1380
مهندس حبيب پور سعيد در شرف نمايندگي مجلس شوراي اسلامي است، اما اتفاقاتي به ظاهر كوچك، مسير او را عوض مي كند و وي را به سمت ديگري مي كشاند. او به راهي مي رود كه مجبور است شخصيت پنهان خويش را فاش كند و سرانجام پاياني غيرمنتظره در انتظار اوست.
مهندس حبيب پور سعيد در شرف نمايندگي مجلس شوراي اسلامي است، اما اتفاقاتي به ظاهر كوچك، مسير او را عوض مي كند و وي را به سمت ديگري مي كشاند. او به راهي مي رود كه مجبور است شخصيت پنهان خويش را فاش كند و سرانجام پاياني غيرمنتظره در انتظار اوست.
رضوان كه فردي مذهبي و با ايمان است، سعي دارد با انجام كار خير و ثواب گناهان خود را پاك كند. در پي اين ماجرا او به همسرش حاج ابراهيم پيشنهاد مي كند كه با عقد كوتاه مدت يكي از زنان زلزله زده او را از بدبختي دور كند، اما دست بر قضا زني كه معرفي مي شود دختر جواني ست به نام مارال. چيزي نمي گذرد كه روابط رضوان و مارال تيره مي شود و رضوان كاري مي كند تا حاج ابراهيم مارال را از خود دور مي كند. مارال از دوست رضوان (فائقه) كمك مي گيرد. در اين بين پسر فائقه به مارال علاقه مند مي شود و با هم ازدواج مي كنند و رضوان از كرده ي خود پشيمان مي شود.
ربودن دل «مصعب» پسر عمير، اشرافزاده مکه، به خاطر سيماي دلنشين و ثروت و نسب شريفاش حسرت دختران مکي است، اما مصعب از کودکي گرفتار عشق «زلفا»، دختر خوانده باديه نشيني به نام «قيس» است. او ميداند ازدواجش با «زلفا» فقير و بياصل و نسب چيزي در حد روياست، اما پيام محمد امين (ص) که حالا خود را رسول خدا معرفي ميکند ولولهاي در جان اشرافزاده انداخته است...
سال 1916 كلنل كيت به بهانه ايجاد خط تلگراف به بلوچستان مي آيد. عيدوخان بي خبر از نقشه اش او را پذيرا مي شود اما جي. انت و ملا علي با آگاهي از حيله آنها به مبارزه مي پردازند.