برچسب آرمیتا مرادی

خانه دل 1384

حاج اکبر کارمند اداره پست است. او که در روز عید قربان به دنیا آمده است دوست دارد به زیارت خانه خدا برود و به دلیل سابقه خوب حاج اکبر از طرف اداره پست به او سهمیه حج می‌دهند. اما روزی که می خواهد کار را به جوانی تحویل دهد می فهمد که یک بسته نامه 2 سال است در زیر میز او جا مانده و چون خود را مقصر می داند تصمیم می گیرد قبل از سفر نامه ها را به صاحبانشان تحویل بدهد.

به خاطر تهمینه 1390

طوبی (آرمیتا مرادی) پدر و مادر خود را از دست داده است و معلمش هما (سولماز غنی) ، به خاطر هوش و استعدادش از او حمایت می کند . بهمن (رامتین خداپناهی)، عموی طوبی ، مانع از ادامه تحصیل وی شده و عقیده دارد و اگر طوبی درس بخواند از ایل و طایفه می شود .اما بعدها مشخص میشود که علت اصلی پا فشاری هما برای درس خواندن طوبی و ممانعت بهمن چیست. بیست سال پیش هما با ندانم کاری کودکانه به تهمینه ، مادر طوبی تهمت میزند و این تهمت باعث میشود که خانواده اش مانع ادامه تحصیل او شوند.

خواب نرگس 1390

خواب نرگس ماجرای زندگی دخترنوجوان روستایی را به تصویر می کشد که با مرگ پدر و بارفتن برادر بزرگتر به خدمت سربازی، باداشتن یک خواهر بیمار درمنزل و با توجه به مشکلات عدیده مالی، مجبور به پرستاری از فرزند یک خانواده ثروتمند درروستای دیگر می شود ؛ تا بتواند خرج خانواده را تأمین کند. دراین روستا ، نرگس با توکل به خدا و پناه بردن به دعا و ائمه جهت رفع مشکلات و بیماری خواهر برای زندگی تلاش می کند که دراین حین ماجراهایی پیش می آید ...

چند کوچه پایین تر 1391

آقا محمود کارمند میانه‌سال شرکت بیمه با ماجرای عجیب خودروی خود مواجه می‌شود، به این ترتیب که سارق شبها خودرو را می‌دزدد و صبح‌ها باز می گرداند. آقا محمود برای کشف علت وانگیزه سارق وارد تجربه‌ای تازه در زندگی خود می‌شود

دولت مخفی 1392

مجموعه تلویزیونی دولت مخفی روایتی داستانی دارد و فیلمنامه آن بر اساس خاطرات مستند برخی ازآزاده‌ها نگاشته شده‌است. بعضی شخصیت‌های این مجموعه تلویزیونی حقیقی هستند و از آن‌ها می‌توان به سید آزادگان سید علی اکبر ابوترابی اشاره کرد.پژمان بازغی (سعید) از بازیگرهای اصلی این مجموعه است، او که از جوانان جنوب کشور است با شروع جنگ، پدر خود را از دست می‌دهد. در واقع پدر او مفقود می‌شود و سعید برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آن‌ها را به شمال کشور می‌آورد. اما خودش در این منطقه نمی‌ماند و بین جبهه و شمال در رفت و آمد است تا این که در یکی از عملیات‌ها به اسارت درمی‌آید و بعد از اسارت اوست که ادامه داستان مجموعه تلویزیونی در اردوگاه‌های عراقی روایت می‌شود. لاله اسکندری نیز در این مجموعه تلویزیونی نقش شخصیتی به نام پروانه را بازی می‌کند. سعید به پروانه علاقه‌مند است، اما هر بار که این دو نفر تصمیم به ازدواج می‌گیرند، اتفاقی باعث می‌شود تا این ازدواج صورت نگیرد.

پس از سالها 1388

آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که می‌خواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت می‌کند و با همایون دوست بهمن ازدواج می‌کند و به خارج از کشور می‌رود اما بعد از چند سال به ایران برمی‌گردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا می‌شود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو می‌شود. دخترش دردانه به ایران برمی‌گردد و با مادرش که بیمار است زندگی می‌کند.