پلاک 13 1400
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند
تصادفی در شب عروسی باعث کشتهشدن یک عابر پیاده شده و داماد راهی زندان میشود. حال پول دیه آمادهشده و در روزی که قرار است این پول به ولی دم پرداخت شود اتفاق عجیبی رخ میدهد که…
زندگی شگفت انگیز است داستانی از ماجرای اختلاف یک زوج به نام سیمین و روزبه را به تصویر میشکد که قصد جدایی از هم را دارند اما اتفاقات شگفت انگیز مسیر زندگی شان را تغییر میدهد…
داستان سریال در یک پادگان واقع در یکی از مناطق مرزی میگذرد. در آستانه عید نوروز، با مرخصی چند تن از سربازان پادگان موافقت نمیشود. آن سربازان با هم نیز رفیق هستند، تصمیم به فرار از پادگان میگیرند اما هر بار به در بسته میخورند و همین ماجراها منجر به خلق موقعیتهایی کمدی میشود.
فیلم درباره یک زوج به نام رعنا و محمود است که اخیرا رعنا به همسر خود شک کرده است و این کار رعنا باعث اذیت شدن محمود شده اما سهراب دوست محمود برای کمک به او راهی را پیدا کرده تا به رعنا ثابت کند که شک او بی مورد است،و این کار ماجراهای جالبی را در پیش داردو…
با برخورد ماشین یکی از اهالی ساختمان ۸۵ با دیوار پارکینگ، بقایای مربوط به یک جنازه لابهلای دیوار یافت میشود. از آنجا که تعداد قابل توجهی از ساکنین ساختمان، به کار خلاف مشغولند؛ با باز شدن پای پلیس برای حل پرونده قتل، آنها نیز درگیر ماجراهایی میشوند...
داستان از این قرار است که یک بانک، اقدام به برگزاری مراسم قرعهکشی میکند. یکی از جوایز این قرعهکشی، سفر به کربلاست. تعدادی از دارندگان حساب پسانداز، برنده این جایزه میشوند که هر کدام از آنان برای خودشان داستانی دارند. این مجموعه موقعیت دراماتیک افرادی را روایت میکند که میهمان امام حسین (علیهالسلام) هستند.
«جواد جوادی» در این فصل پا به دانشگاه امیر کبیر میگذارد. در همان بدو ورود طی اتفاق غیر مترقبه ای با مسعود و سپس قاسم که از اهالی بیرجند است آشنا میشود. گرچه دوستی جواد با این دو کمی دچار چالش بوده اما رفته رفته با یکدیگر رفیق میشوند. هر سه دوست با هم پیمان میبندند که با سخت کوشی و تحصیل، نخبه شده و به راحتی جذب دانشگاه پورتلند آمریکا که محل سکونت مژگان عباسی است بشوند. آنها در مقطع فوق لیسانس برای آزمایش پروژه خود وارد حریم ممنوعه شده و برایشان مشکلات عدیده امنیتی پیش میآورد. مشکلاتی که موجب میشود جواد به آینده اش و رسیدن به پورتلند نگران شود. در ادامه ماجرا خطرهای زیادتری دامن جواد و مسعود و قاسم را میگیرد. آنها در این فصل برای رهایی از موانع به نوبه خود اقدام میکنند. تیم جهت برای رسیدن به هدف بزرگشان در چند جبهه میجنگند. جنگ با رقبای دانشگاه، درگیری با بازار کار و تبعیضها، جنگ برای اثبات خود به مدیران و مسئولین و صاحب صنایع، مرافعه با رئیس سخت گیر و مقرراتی دانشگاه آقای توفیقی، تلاش برای برطرف کردن سوءظنی که سرگرد خوشنام به آنها دارد باعث شده تا این فصل با فراز و فرودهای متعددی مواجه شود. بهخصوص در میانه نبرد هر سه دوست درگیر مسائل عاطفی هستند یا میشوند که راه را برای رسیدن به پورتلند دشوارتر میکند… در پایان داستان، جواد از رفتن به پورتلند و ازدواج با مژگان منصرف میشود و تصمیم میگیرد با مرضیه، همکار و هم دانشگاهی اش، دختر دکتر توفیقی ازدواج کند.