برچسب آرش نوذری

های کپی 1404

روایت فیلم «های‌کپی» از دو دوست قدیمی آغاز می‌شود که سال‌ها پیش همراه با زنی که بعدتر به آمریکا مهاجرت می‌کند، مالک زمینی مشترک بوده‌اند. اکنون پس از گذشت چهل سال، فرزند آن زن برای دریافت سهم خود به ایران بازمی‌گردد.

دو نیمه ماه 1404

سریال" دونیمه ماه" داستانی در دهه ۴۰ با حضور چند تن از نیرو‌های مجاهدین خلق و درگیری‌های آن ها را با ساواک به نمایش میگذارد.

دشتستان 1404

سریال تلویزیونی دشتستان با نگاهی کمدی داستان سه دانشجوی جوان به نام‌های غفور، فرید و دانیال را به تصویر می‌کشد که در خوابگاه هم‌اتاقی شده‌اند. دوستی این سه نفر اما با ورود سه دانشجوی جدید به نام‌های خسرو، نعمت و امین وارد فاز جدیدی شده و ماجراهای پیش‌بینی‌نشده‌ای برای آن‌ها رقم می‌خورد. این ۶ نفر در ادامه و پس از تکمیل ظرفیت خوابگاه مجبور به اجاره‌ی یک اتاق شده و سرنوشتشان با هم گره می‌خورد.

بوقچی 1403

این مجموعه روایتگر ماجرای تیم فوتبال شهرستان بهاردشت در حومه تهران است که به کارخانه کنسرو سازی چیت دانه متعلق بوده است. با تغییر مالکیت کارخانه، مالک جدید تصمیم می‌گیرد برای ساخت مجتمع مسکونی، کارخانه را تعطیل کند؛ اما برای این کار در ابتدا باید تیم فوتبال را از بین ببرد. چون نمی‌تواند این کار را به‌صورت مستقیم انجام دهد، تصمیم می‌گیرد یکی از بوقچی‌های قدیمی تیم را به‌عنوان سرمربی انتخاب‌کند و این تازه آغاز ماجراست.

آنتیک 1403

انقلاب شده و کاسبی اِبی و وَلی، آنتیک بازهای قبل انقلاب کساد است؛ اما در بازِ ضریح پر از پول یک امامزاده، مسیر زندگی‌شان را تغییر می‌دهد» فیلم درباره دو دله‌دزد است که گذرشان به یک امامزاده می‌افتد و تصمیم می‌گیرند با تأسیس امامزاده‌ای قلابی پول‌وپله‌ای به جیب بزنند…

پلاک 114 1401

طاهر بیکار است و کارش پرورش کبوتر است. یکی از بهترین کبوترهایش را نام طوقی را برای رقابت با کبوتران دیگر در مسابقه شرکت می دهد. او مبلغی پول برای شرکت در مسابقه داده است. به امید این که برنده شود و 40 میلیون جایزه را از آن خودش کند. از آن طرف طاهر پول مسابقه از گنجه خانه برداشته است. آن پول متعلق به قرعه کشی زنان محل است که به امانت دست مادر طاهر می باشد. طیبه خواهر طاهر وقتی از برادرش می شوند که پول را از گنجه برداشته خیلی ناراحت می شود. زیرا همان روز قرعه کشی دارند و باید پول را به برنده قرعه کشی بدهند. طاهر به خواهرش می گوید مادرشان متوجه نشود تا بتواند هرچه زودتر پول را جورکند. کبوترش در حین پرواز به یک پهباد برخورد کرده و زخمی می شود. او به دنبال کبوتر راهی خیابان می شود تا به خانه حاج آقا سیدرضا می رسد. زنگ خانه را به صدا در می آورد کسی جواب نمی دهد. تا این که همسایه به او می گوید که حال مادر سید خوب نبوده و او به شهرستان رفته است. طاهر به ناچار برای یافتن کبوتر طوقی اش از روی دیوار وارد خانه سید رضا می شود. با ورود به خانه وسوسه می شود و ...