دو شارلاتان نادان 1392
عمو پورنگ که در هر برنامه لباس محلی یکی از اقوام ایرانی را به تن دارد، برای فرار از شلوغی و آلودگی هوای شهر از محل سکونت خود به مزرعه یکی از دوستانش به نام مرد کهن نقل مکان کردهاست تا در آنجا به آرامش روحی و ذهنی برسد. از طرف دیگر مدیران تلویزیون او را مجاب کردهاند که برای کودکان برنامه اجرا کند؛ او که عاشق مردم بهخصوص بچهها است تصمیم گرفته از مزرعه برنامهاش را به روی آنتن ببرد.
هر وقت سه بچه همزمان، یک آرزوی مشترک میکنند، آن آرزو حتما برآورده میشود…
تورج نصر که جای بیش از ۳۰۰۰ هزار شخصیت کارتونی دهه ۶۰ حرف زده است و صدای آنها را دوبله کرده است دچار عارضه قلبی میشود و به کما میرود. دکترها از او قطع امید میکنند اما کارکترهای کارتونی که قبلاً او جایش حرف زده بود (شیپورچی - یوگی خرسه - دارکوب زبله - کنگو و ...) به شدت نگران میشوند چون فکر میکنند که اگر او بمیرد صدای آنها هم برای همیشه قطع میشود. آنها سراسیمه و نگران به دنیای واقعی میآیند تا تورج نصر را نجات دهند
هدف از ساخت این مجموعه تبلیغ سوادآموزی و آموزش مهارت برای زندگی بهتر و تشویق افراد باقیمانده بیسواد در کشور برای آموختن و یادگرفتن است.
آتش اشک ریز جوانی ساده دلی که برای پاس کردن چک های جهیزیه خواهرزاده اش به مشکل برخورده، به ناگهان متوجه می شود مبلغ بسیار زیادی پول در حساب بانکی اش ریخته شده و …
این برنامه نخستین برنامهٔ تلویزیونی طنز آیتمی بود که بعدها در مجموعههای مشابهی مانند «ساعت خوش» و … متداول شد.
این مجموعه آمدن یک موجود فضایی به زمین را روایت میکند. گورنگول موجودی فضایی است که به زمین آمده. برای تمام ویژگیهای او دلیلی میشنویم. مثلاً اگر به راحتی به زبان فارسی حرف میزند آن را از طریق تماشای تلویزیون فرا گرفته و البته اگر به این راحتی توانسته فارسی را بیاموزد دلیلش توانایی بالایی است که همه چیز را میتواند به راحتی در ذهن خود بریزد و نیازی به حفظ کردن آن ندارد. اصلاً دلیل آمدنش روی زمین ترس از رباتی به نام گالاک است که اتفاقاً در گفتههایش کاملاً گرونگول، گالاک، پدر خود و … را معرفی میکند. او تواناییهایی دارد که از انسانها متمایزش میکند. مانند انداختن تصویر آنچه در فکرش است یا انداختن اشعهای از طریق شاخکش به چشم افراد که هر چه را گورگول بخواهد فراموش میکنند.