شبانه 1384
شبنم همراه دو دوستش، ساناز و خاطره به قصد گذراندن شبي خوش از خانه خارج مي شوند. اما اتفاق ناگواري كه براي برادرش روي مي دهد، حوادث تازه اي را براي او و دوستانش رقم مي زند.
شبنم همراه دو دوستش، ساناز و خاطره به قصد گذراندن شبي خوش از خانه خارج مي شوند. اما اتفاق ناگواري كه براي برادرش روي مي دهد، حوادث تازه اي را براي او و دوستانش رقم مي زند.
مهندس خاكپور مدير عامل شركت در پي بررسي ضرر و زيان كارخانه به تهران عزيمت مي كند. او طي سانحه تصادف در جاده مصدوم و به بيمارستان منتقل مي شود. محمود بصيرت معاون و دوست قديمي خاكپور با شنيدن خبر تصادف به تهران مراجعه كرده و خاكپور را در تهران ملاقات مي كند. او در پي مداواي خاكپور با پرستاري به نام سيما آشنا شد. با گذشت زمان رابطه سيما و محمود صميميت بيشتري پيدا كرد. سرانجام با پيشنهاد محمود، سيما بطور پنهاني به عقد موقت او درمي آيد. پس از مدتي محمود كه متوجه اطلاع خاكپور از جريان شده بود مهريه سيما را پرداخته و او را ترك مي كند. سيما پس از يافتن محمود خبر باردار بودنش را به او مي دهد و تقاضاي خود را از محمود مبني بر گرفتن شناسنامه براي فرزندش مطرح مي كند، اما پس از شنيدن جواب منفي محمود با مراجعه به منزل محمود او را تهديد به مطلع ساختن همسر وي از موضوع مي كند. در مقابل محمود نيز به منزل سيما رفته و پدر او را از ماجرا مطلع مي كند. سيما نيز تصميم به انتقام گرفته اما با صرفنظر از تصميم خود در راه بازگشت از منزل محمود، در اثر سانحه تصادف جان خود را از دست مي دهد.
این فیلم داستان دختر تنها و خستهای است که زندگی اش را در وبلاگ اش مینویسد و توسط برادر دوستش از او خواستگاری میشود و صحبتهای اولیه ازدواج را انجام میدهند. او که نماز نمیخوانده بنا به شرایط زندگی شروع به خواندن نماز کرده و الان شهامت اینکه به خواستگارش نماز خواندن خود را بگوید ندارد و خجالت میکشد ولی در آخر فیلم بازگو میکند. انتخاب نام سر به مهر برای این فیلم دارای ایهام است که هم اشاره به نماز خواندن دارد و هم اشاره به این رازی است که تا آخر فیلم سر به مهر باقی میماند.
يک پيک موتوري به طور اتفاقي با فردي آشنا مي شود که از قضا تروريستي است که از طرف سازمان هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي براي ترور دانشمندان هسته اي به ايران آمده است و وزارت اطلاعات بدنبال دستگيري اوست که در نهايت با همکاري فرد موتور سوار "يوهان نتانياهو" که برادر بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي است دستگير مي شود و عمليات و نقشه هاي آنان خنثي مي شود.
خانهای در خیابان چهل و یکم، داستان دعوای دو برادر است که باعث قتل یکی از آنها میشود. این آغاز بحران است چون برادر قاتل میگریزد اما مادر، راضیاش میکند که خود را به دست قانون بسپارد. مادر این خانواده و دو عروسش که در سه طبقه یک خانه زندگی میکنند، سعی دارند هر کدام به تنهایی بار مشکلات پیش آمده در زندگی را به دوش بکشند و در این مسیر، ماجراهایی رخ میدهد که طی فیلم روایت میشود.
با پخش سه قسمت ابتدایی فصل سوم «سرزمین مادری» به کارگردانی کمال تبریزی، فاز جدیدی از سریال پیش روی مخاطبان قرار گرفته است. مهمترین تغییری که در این دو قسمت شاهدیم، بازی آرش مجیدی به جای شهاب حسینی در نقش رهی است. شاید در وهله اول تطابق این دو بازیگر برای یک نقش عجیب به نظر برسد اما پس از دو قسمت اول عادت میکنیم و میتوانیم آرش مجیدی را در قالب رهی بپذیریم. با اینحال عامل اصلی تفاوت این فصل با فصل اول و بخش ابتدایی فصل دوم، در این است که با تماشای آن شگفتزده نمیشویم. فصل سوم «سرزمین مادری»، مختصات استاندارد یک سریال تلویزیونی را دارد اما خاص نیست و مخاطبان را به وجد نمیآورد.
لیلا زارع یکی از خوبهای سرزمین مادری است که توانسته از پس نقشی که به او واگذار شده به خوبی بربیاید و طی دو فصل حضورش در این سریال تغییرات تدریجی کاراکترش را به درستی به نمایش بگذارد، هم زمان از او سریال «ارمغان تاریکی» هم در حال پخش است که در آن سریال هم حضوری درخشان دارد.
محمد صابری