برچسب آرش برومند (علیرضا برومند)

پیدا و پنهان 1391

این مجموعه تلویزیونی یک سریال اپیزودیک است که در هر قسمت آن به یکی از پرونده های امنیت ملی می پردازد و زندگی ماموران امنیتی و اطلاعاتی را به تصویر می کشد.

گلی جان 1399

گلی جان، داستان شخصی به نام عزیز خان است که آدم بسیار خرافاتی است و چند سالی می‌شود که یک ماهی قرمز به نام گلی جان را از پسر عمویش هدیه گرفته است. از آن سال هر اتفاق خوبی که در خانواده رخ میدهد، عزیز خان آن را به گلی جان ربط می‌دهد؛ عزیز خان هر سال چند روز قبل از عید نوروز به همراه خانواده به باغ پسر عمو می‌رود و طی مراسمی ماهی را داخل تنگ مخصوص انداخته و سر سفره عید می‌آورد؛ عزیز خان اعتقاد دارد که خاص بودن این ماهی سر سفره هفت سین برایش شانس می‌آورد؛ در همان شب اول عید تنگ ماهی به طور اتفاقی می‌شکند و ماهی می‌میرد و خانواده درگیر ماجراهایی می‌شوند اما…

او هیچ گناهی نداشت 1388

«او هیچ گناهی نداشت» ماجرای دو قتل است که در یکی از شهرستان ها رخ می دهد و یک مامور نیروی انتظامی به نام «سرگرد گودرزی» مسئولیت پی گیری این پرونده را بر عهده می گیرد تا قاتل یا قاتلان را بیابد. در نهایت تلاش های او به کشف سرنخی می انجامد که....

اجباری 1395

کریم عبدی در آخرین روزهای خدمت سربازی درگیر پدر پیر خود می‌شود که به‌شدت به بیماری آلزایمر دچار است و این تقابل برای نگه‌داشتن پدر در شهری که خود غریبه است و تلاش برای انسان بودن و پایبندی به اعتقادات تاآخرین‌نفس حتی در بدترین شرایط هسته اصلی قصه فیلم «اجباری» را تشکیل می‌دهد.

روزهای بیقراری 1395

فرهاد، رها و سارا دوستانی هستند که در حال تحصیل در دانشگاه می‌باشند. رها و فرهاد با هم ازدواج می‌کنند. پس از یکسال رها باردار می‌شود و۰۰۰

پنچری 1396

این مجموعه داستان فردی است به نام حمید خواستار که نقش او را یوسف تیموری ایفا می‌کند به دنبال ازدواج با دختری به نام نگار جهانی است که نقش او را سولماز غنی ایفا می‌کند. در این راه پدر و مادر او [نگار جهانی] که سال‌ها پیش در میان بمباران تهران نگار را که مادرش در بمباران فوت کرده‌است، پیدا کرده و بزرگ می‌کنند، شرط‌های زیادی جلوی پای حمید می‌گذارند و از او ماشین شاسی بلند و خانه بزرگ در بالای شهر را می‌خواهند. حمید به سختی (طی ۴ سال) این کار را انجام می‌دهد و به افراد زیادی بدهکار می‌شود. او همچنین مجبور به نگهداری از عمویش که بعد از مرگ پدر و مادرش در کودکی او را بزرگ کرده می‌شود که نقش او را حمید لولایی بازی می‌کند. اما در همین حین پسر خاله او قادر پیش دست (رضا داوودنژاد)، پسر متانت ذکاوت (مریم سعادت) که به علت تصادف با ماشین کنترل نامحسوس و داشتن گواهینامه جعلی به زندان افتاده از زندان آزاد می‌شود. او برای گرفتن دختر مورد علاقه اش افسانه (دخترخاله خودش - با بازی زهره فکورصبور) دست به کارهای عجیبی می‌زند و در همین راه حمید و خانواده اش را به دردسر می‌اندازد. بازگشت دنیا مفاخری دختر رئیس شرکت حمید (با بازی شهره سلطانی) به کشور و به دنبال آن ورشکست شدن شرکت، باعث می‌شود حمید ضمن از دست دادن شروط لازم برای ازدواج، نسبت به دنیا مفاخری بدبین شود. بعدها معلوم می‌شود همسر سابق دنیا با پرونده سازی علیه پدرش (محمد علی تقوی)، او را در خارج به زندان انداخته و در قبال آزادی اش پول هنگفتی معادل سرمایه شرکت را از دنیا گرفته‌است. در نهایت حمید به کمک عمو پرویز، قادر و جمشید (مهران غفوریان) و برادرش (از دوستان قادر در زندان که بعدها طی جریانی معلوم می‌شود آن‌ها برادرهای نگار هستند) سرمایه شرکت را پس گرفته و به حساب شرکت بازمی‌گردانند.