دم غروب زعفرانیه 1399
فیلم وکیل مدافع روایتگر زندگی دامداری است که قرار است نماینده مجلس شود و اما در این میان با مشکلی مواجه می شود که ... این فیلم مسائل سیاسی و اجتماعی روز را در قالبی طنز بیان می کند.
داستان نقره داغ درباره مردی به نام پرویز است که برای رسیدن به ثروتی عظیم، در قامت یک زن به نام آنابل فرومیرود، غافل از آنکه اتفاقاتی عجیب انتظارش را میکشد...
شروع داستان از یک دفتر ازدواج و طلاق آغاز می شود. سام و رودابه هر دو از خانواده مرفه از هم جدا می شوند، از آنجاییکه دلیل طلاق آنها پایه و اساس محکمی ندارد و هنوز به هم علاقه دارند داستان طور دیگری پیش می رود…
فیلم به زندگی مخترعی (علی یزدانی) در سه دوره کودکی، نوجوانی و. جوانی او می پردازد. این مخترع در مسیر ساخت اختراعش دچار چالش هایی می شود که برای خانواده و اطرافیانش دردسرهایی را ایجاد می کند.
در خط مقدم جبهه تنها دو نفر زنده میمانند، یک ایرانی و یک عراقی زمانی که سرباز ایرانی اسیر عراقی را میگیرد یک فیلمبردار با دوربین به آنها میپیوندد که هیچ چیز را به خاطر نمیآورد در راه با تشنگی روبرو شده و دو سرباز مدام با هم نزاع مینمایند و فیلمبردار تنها فیلم میگیرد و طرفداری هیچ یک را نمیکند تا آنها به رود خانه میرسند که فیلمبردار ناپدید شده و تنها کاغذ روزنامهای از او هست که زیر تصویر فیلمبردار سالگرد شهادت مستندساز جنگ را تسلیت گفتهاست.
سرهنگ احمد نادری در کنار سرهنگ علی نصرالهی با یک باند قاچاقچی مواد مخدر درگیر میشوند. همچنین سرهنگ نادری (حبیب دهقاننسب) که یکی از فرماندهان ستاد مبارزه با مواد مخدر است با سرهنگ نصرالهی (مهدی فخیمزاده) دوست و همکار قدیمی هستند و رفتوآمد خانوادگی هم دارند. قصه این سریال دربارهٔ یک عملیات فوق سری در نیروی انتظامی است که فقط پنج نفر از آن اطلاع دارند. در بین عروس سرهنگ نصرالهی (مهدی فخیم زاده) با نام باران (گلناز خالصی) وارد ماجرا شده و داستان شکل جذاب و پربرخورد به خود میگیرد.
«همه زنهای این شهرهزاران کودک متولد نشده دارند که اسمی برایشان نمیگذارند، همه زنهای این شهر مادر نیستند، آنها گاهی در رویای کودکان به دنیا نیامدهشان، پیر میشوند.»