سد معبر 1395
«سد معبر» روایت قاسم (حامد بهداد) کارمند پیمانکاری شهرداری است که بهشدت سعی دارد پیشرفت کند و از زد و بند با دستفروشان گرفته تا نقشه برای ارثیه همسرش وانمیگذارد و همه رؤیایش خرید یک ماشین سنگین است.
«سد معبر» روایت قاسم (حامد بهداد) کارمند پیمانکاری شهرداری است که بهشدت سعی دارد پیشرفت کند و از زد و بند با دستفروشان گرفته تا نقشه برای ارثیه همسرش وانمیگذارد و همه رؤیایش خرید یک ماشین سنگین است.
ارغوان به آموختن پيانو ميپردازد، اما پدر ارغوان که همسرش مريض است، دلبسته مربي ويلن سلي به نام ليلي شده و ارغوان را به همين بهانه براي آموختن ويلن نزد او ميبرد. ارغوان از اين رابطه مطلع شده و به شدت از پدر دلخور ميشود. تا جايي که به همراه خاله خود به شيراز رفته و ديگر حاضر به ديدن پدر نميشود و سپس براي ادامه تحصيل به وين سفر کرده و اين جدايي تا پايان زندگي او ادامه دارد. همسر ارغوان پس از مرگ او به ايران آمده و دست خطي را براي پدر ارغوان ميبرد.
پليس چند سال است که به دنبال يک توليد کننده شيشه به نام ناصر است. او سرانجام از طريق نامزد سابق ناصر به او ميرسد و دستگيرش ميکند. ناصرکه از خانواده اي جنوب شهري بوده است حالا با پول توليد شيشه خانواده اش را از زندگي قبلي نجات داده است و در صدد رهايي از دست پليس است....
داستان در مورد زندگی فردی مخترع و نخبه است که همسر باردار خود را در پشت کاروانهای شادی عروسی از دست میدهد و این خود باعث ایجاد نوعی حس انتقام جویی میشود. او به عروس و دامادها دست گلهایی هدیه میدهد که در آنها بمبهای قوی جاسازی شده است…
زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...
يونس راننده تاكسيه كهنه كار، در پايان يك روز كاري به زن جواني كمك ميكند تا به بيمارستان برسد. غافل از اينكه در بيمارستان اتفاقات زيادي در انتظار اوست.
بوفالو درباره يك زوج جوان به نام هاي دانيال و شكوفه است. آنها بدنبال شخصي در شمال كشور رفته اند. طي يك اتفاق كيفي كه به همراه دارند درون مرداب افتاده و دانيال براي بيرون آورن آن وارد آب ميشود و بر اثر مزاح و شرط بندي با شكوفه به سمت نقاط عميق مرداب شنا ميكند و در نهايت طعمه مرداب ميشود. شكوفه سراغ شخصي به نام بهرام بوفالو را ميگيرد. بهرام پس از گرفتن پول چند بار با لباس غواصي به زير آب ميرود و كيف مورد نظر را باز مي كند و طلاهاي داخل آن را بر مي دارد. فصل تازه اي در زندگي شكوفه باز مي شود و او به واسطه كمك گرفتن از بهرام وارد زندگي او ميشود.
ماجراي دو دزد پير و کهنه کار است که پس از سالها از زندان آزاد ميشوند و براي دريافت سهم خود از آخرين دزدي که انجام داده بودند به سراغ زني که با آنها همدست بوده، مي روند. اما زن پولها را براي بازي در يک فيلم هزينه کرده و پيرمردها عليرغم ميل دوباره مجبور به دزدي ميشوند. دزدي اين دو در حالي صورت مي گيرد که شرايط تغيير کرده و ابزارهاي الکترونيک مانع موفقيت آنها در دزدي ميشوند.