برچسب آدمک

میرباقری:میرباقری: فیلم کوتاه باید امتداد داشته باشد/ کاردان: فیلم کوتاه با اندک امکانات و تجهیزات به هزار فیلم بلند می‌ارزد

به گزارش روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، اکران خصوصی باکس فیلم‌های کوتاه «قرار» روز گذشته، اول شهریور ۱۴۰۵، در سالن فردوس موزه سینما و به همت روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران برگزار شد.

مردی که با یک آدمک، جان میلیون‌ها انسان‌ را نجات داد

عنوان تلخ نخستین قربانی تصادفات رانندگی در آمریکا به هنری بلیس تعلق دارد؛ فردی که در سال ۱۸۹۹ هنگام پیاده شدن از یک تراموا در شهر نیویورک، با یک خودرو برخورد کرد و جان باخت. از آن زمان تاکنون بیش از ۲۰ میلیون نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست داده‌اند و اگر نبوغ یک فیزیکدان به نام ساموئل آلدرسون، نبود، این رقم احتمالا می‌توانست حتی بیشتر باشد.

یاد ایام ؛ قسمت هجدهم | مروری بر هفت نقش به یادماندنی کارنامه زری خوشکام | مادر لیلا

سما بابایی | زری خوشکام، هم یک شخصیت است و هم یک استعاره‌؛ استعاره‌ای از نسلی که زیبایی و نمایش را می‌شناخت، اما هنوز نمی‌دانست که این زیبایی قرار است به کجا منتهی شود. با وقوع انقلاب اسلامی، «زری خوشکام» برای سال‌ها از صحنه سینمای ایران کنار گذاشته شد و سال‌ها طول کشید تا او که حالا با نام واقعی‌اش، زهرا حاتمی شناخته می‌شد، بار دیگر به سینما بازگردد. این بازگشت آرام و تلویحی، نخست در فیلم «سیمای زنی در دوردست» به کارگردانی علی مصفا، صورت گرفت؛ حضوری افتخاری و کوتاه که نه‌تنها تلویحاً ممنوع‌الکاری چند دهه‌ای او را پایان بخشید، بلکه معنایی شخصی، خانوادگی و سینمایی نیز با خود داشت. ‌زری خوشکام هرگز در پی بازسازی جایگاه پیشین خود برنیامد. حضور مجدد او در سینمای ایران، هم‌چون رفتنش، خاموش و نجیب بود

روایت بهروز به‌نژاد از ورودش به عرصه تئاتر و سینما/ رضا بابک ورود مرا به این کار کلید زد +ویدئو

«هنگام کنکور دانشکده هنرهای زیبا، در فاصله ی امتحانات با رضا بابک آشنا می شوم و یک روزی که به پایان امتحانات نزدیک شده ایم، رضا بابک از من برای ایفای نقش در نمایش دکتر استوکمان (دشمن ملت) دعوت می کند. به او می گویم: آخر من که هنوز امتحان هم نداده ام. او می گوید: نه، ما داریم تمرین را شروع می کنیم.
با هم قرار می گذاریم و به دیدار سعید سلطانپور (کارگردان نمایش) می رویم و از همانجا آشنایی من با این بچه ها آغاز می شود و کلید ورود من به این کار درحقیقت توسط رضا بابک عزیز زده می شود. یک هفته ای از روی صحنه آمدن این نمایش نگذشته است که آقای خسرو هریتاش که به تازگی از آمریکا آمده، برای انتخاب بازیگر نخستین فیلمش (آدمک)، به دیدن نمایش ما می آید و من را به دفترش دعوت می کند. آنجاست که می فهمم سه نفر دیگر نیز برای این نقش کاندید شده اند. سرانجام پس از گذراندن آزمون، من برای ایفای نقش محمود (نقش دوم فیلم) انتخاب می شوم.
روزی خسرو هریتاش به من گفت در شهر شیراز به کلوب شبانه «باربیکیو» رفته و جوانی بنام فریدون فروغی را که آنجا برنامه اجرا‌ می کرده و برای اجرای ترانه ها پسندیده. خب کمی برای ما سخت بود که تورج نباشد، ولی اغلب در کار نمایش اینگونه چیزها پیش می آید. تورج‌ هم در کمال متانت پذیرفت و فریدون فروغی با نخستین کارش «آدمک» به جمع حرفه ای ها پیوست و یکی از دوستان آن روزگار ما شد.»