یه روز یه خانمی زنگ میزنه به دکتر میگه: آقای دکتر به دادم برسید بچه ام مداد قورت داده
دکتر میگه: من همین الان میام.
خانم میگه: آقای دکتر تا اون موقع من چیکار کنم؟
دکتر میگه: شما تا اون موقع می تونید با خودکار بنویسید!
زن: به من می گفتی مثل پیرزنها هستم، موهامو کوتاه کردم، حالا بهتر شده؟
شوهر: آره، اما حالا شدی مثل پیرمردها.
رئیس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد دارید؟
كارمند: بله!
رئیس: خیلی خوبه!! چون وقتى صبح امروز براى شركت در مراسم تشییع جنازه پدربزرگتون از اداره رفتید بیرون، اون آمده بود اینجا و گفت كه مى خواهد شما را ببیند.
به حیف نون میگن اگه حالت تهوع بهت دست بده چیکارمی کنی؟ میگه خوب من باهاش دست نمی دم.
