
شیعه نیوز | شوهر من 10 سال عرق ریخت. دیسک کمر گرفت، ریههایش داغان شد. حالا چهار ماه است او را انداختهاند بیرون. مردهای ما در خانه پیر شدهاند. مجبور شدم برای خرجی شکم بچهها بروم بالاشهر، خانههای مردم را نظافت کنم
به گزارش «شیعه نیوز»، قطار تهران بندرعباس که به ایستگاه آخر میرسد، اولین چیزی که به استقبالت میآید، هوای نفسگیر و شرجی است. اینجا بندرعباس است، دروازه جنوبی ایران و مقصد نهایی «اسکله شهید رجایی». این بندر تا همین چند ماه پیش، شاهرگ تپنده حیات اقتصادی ایران بود. بندری که در روزگار رونق، بیش از ۶۰درصد تجارت خارجی و ترانزیت کالا را بر شانههای خود میکشید؛ دروازهای که روزانه هزاران کانتینر در آن جابهجا میشد و میلیاردها دلار ثروت را به رگهای اقتصاد کشور پمپاژ میکرد.
امروز اما در این روزهای نفسگیر و ملتهب پس از پایان «جنگ ۴۰ روزه»، محاصره دریایی و سایه سنگین و شوم حملات اخیر، تصویر این شاهرگ حیاتی به شکلی دردناک دگرگون شده است. با وجود تلاشهای بسیار، اجازه ورود به محوطههای داخلی اسکله و گمرک داده نمیشود. درهای آهنی و گیتهای امنیتی روی خبرنگاران بسته بود و به بهانه شرایط حساس، مجوزی برای حضور در میدان عملیات صادر نشد اما حقیقت را نمیتوان پشت فنسها پنهان کرد و برای شنیدن صدای خرد شدن استخوانهای کارگران زیر بار این بحران، نیازی به ورود به اسکله نبود. در کوچهپسکوچههای شهر، در کافهها و در حاشیههای بندرعباس، پای درددل کارگرانی نشستم که واقعیت عریان اسکله را با خود به بیرون فنسها آورده بودند.
