
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، چهل روز پس از آغاز جنگی که آمریکا، اسرائیل و برخی دولتهای منطقه علیه ایران آغاز کردند، آتشبسی برقرار و توافقی میان ایران و ایالات متحده امضا شد. بسیاری از ناظران از همان ابتدا هشدار دادند که این توافق، بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، توقفی موقت در مسیر جنگ است. امروز، با ازسرگیری حملات و گسترش دامنه آنها به زیرساختهای حیاتی ایران، روشن شده است که آن هشدارها بیاساس نبودهاند.
دولت آمریکا همچنان تلاش میکند خود را پیروز این جنگ معرفی کند؛ اما اگر هدف اعلامی آن تغییر رفتار ایران، تحمیل اراده سیاسی یا دستیابی به یک پیروزی راهبردی بوده است، واقعیتهای میدانی تصویر دیگری را نشان میدهد. در مقابل، آنچه بیش از همه دیده میشود، افزایش رنج غیرنظامیان، تخریب زیرساختهای حیاتی و گسترش بیثباتی در منطقه است.
پرسش اساسی اینجاست؛ هدف واقعی دونالد ترامپ از شکستن توافقی که خود در شکلگیری آن نقش داشته چی هست؟ اگر توافقات بینالمللی صرفاً تا زمانی معتبر باشند که با خواست یک قدرت بزرگ همسو باشند، دیگر چه اعتباری برای حقوق بینالملل، دیپلماسی و اصل وفای به عهد باقی میماند؟
