
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو؛ فضای پرالتهاب روزهای اخیر و سکوت سنگینی که بر اتاقهای فکر و نهادهای امنیتی غرب سایه افکنده، تنها یک معنا دارد: انتظار برای ضربهای که همه میدانند قطعی است، اما هیچکس زمان و مختصات آن را نمیداند. در پی ترور ناجوانمردانه رهبر شهید انقلاب، موجی از تحلیلها در رسانههای بینالمللی به راه افتاده که تلاش میکنند دامنه و شدت واکنش به این جنایت را پیشبینی کنند. اما برای تحلیلگرانی که با دکترین امنیتی و استراتژیهای بنیادین مقاومت آشنایی دارند، یک گزاره غیرقابل خدشه وجود دارد: «انتقام خون»، اینجا تنها یک کلیدواژه حماسی برای تسکین افکار عمومی نیست؛ بلکه یک ضرورت استراتژیک، یک الزام ژئوپلیتیک و پاسخی بدون بازگشت است که ماشین محاسباتی دشمن را هدف قرار خواهد داد.
طوفان خاموش؛ تادیب متجاوز در جغرافیای بدون مرز
آنان که گمان میکنند با انجام عملیات ترور در بیرون از مرزها و پنهان شدن در پشت دیوارهای دیپلماتیک یا امنیتی میتوانند پرونده یک تقابل را ببندند، دچار یک خطای محاسباتی مرگبار شدهاند. دکترین تادیب دشمنان در خارج از کشور، رویکردی کاملاً مسبوق به سابقه و تثبیتشده است. تاریخ رویاروییهای چهار دهه گذشته به روشنی گواهی میدهد که حذف مهرههای متخاصم و طراحان عملیاتهای ضدایرانی و ضدمقاومت در کشورهای مختلف، یک رویه جاری بوده است. بازوی بلند مقاومت هرگز خود را در چارچوب مرزهای قراردادی محصور نکرده و نشان داده است که هر نقطهای از جهان میتواند به میدان مجازات تبدیل شود.
