
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، مهراد نجفی؛ اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را نباید صرفاً در سطح یک بحران هستهای، یک درگیری مقطعی یا یک واکنش تاکتیکی به رفتارهای منطقهای تهران فهم کرد. مسئله ایران برای واشنگتن، بهویژه در پیوند با راهبرد امنیتی رژیم صهیونیستی، بخشی از مسئله بزرگتری به نام نظم منطقهای غرب آسیاست. آمریکا طی دهههای گذشته کوشید تا نظمی را در این منطقه تثبیت کند که در آن، امنیت اسرائیل، جریان انرژی، مسیرهای تجاری، حضور نظامی نیروهایش و رفتار دولتهای عربی در چارچوبی قابل پیشبینی و هماهنگ با منافعش تنظیم شود. از این منظر، ایران تنها یک کشور مخالف سیاستهای آمریکا نیست؛ بلکه بازیگری است که با توان موشکی، عمق منطقهای، شبکه متحدان و ایده استقلال از نظم آمریکایی، مانعی جدی در برابر آرایش مطلوب آمریکا و اسرائیل به شمار میآید.
با این حال، باید از سادهسازی نیز پرهیز ک موضع فشار، عملیات محدود و تلاش برای بازتنظیم موازنه منطقهای است.
این نکته برای ایران اهمیت اساسی دارد؛ اگر راهبرد آمریکا و اسرائیل معطوف به تغییر نظم منطقه به زیان ایران و به سود برتری نسبی رژیم صهیونیستی باشد، آنگاه نباید تحولات اخیر را بهعنوان یک بحران زودگذر دید. جامعه و نظام تصمیمگیری ایران باید خود را برای چند سال پرتنش آماده کنند؛ سالهایی که در آن نه جنگ به معنای کلاسیک همیشگی خواهد بود و نه صلح به معنای آرامش پایدار برقرار میشود. جهان امروز، بیش از آنکه به سمت ثبات لیبرال یا قواعد مشترک حرکت کند، به سمت رقابت قدرتها، بازگشت ژئوپلیتیک، اقتصاد امنیتیشده و منازعات منطقهای کنترلشده پیش میرود. در چنین جهانی، تابآوری ملی فقط یک شعار اخلاقی نیست؛ شرط بقا و اثرگذاری است.
