
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، علی آبادیزاده پدر دانش اموز شهید مدرسه شجره طیبه میناب گفت: روز ۹ اسفند مثل همیشه محمد سرویس مدرسه داشت، اما دلم آرام نداشت؛ انگار چیزی در وجودم فریاد میزد که خودت برو. راه افتادم و وقتی فقط پنج دقیقه با مدرسه فاصله داشتم، صدای سوت مهیبی آسمان را شکافت.
وی افزود: درست در تقاطع روبروی مدرسه، در همان لحظهای که میخواستم دور بزنم، شاهد مستقیم فاجعه بودم؛ دو سه انفجار پیدرپی و مدرسهای که در میان دود و غبار گم شد. وقتی وارد حیاط شدم، زانوهایم سست شد. محوطه پر از پیکرهای دانشآموزان شده بود.
به گفته این پدر دانش آموز شهید، موج انفجار و ترکش، بچههای معصوم را ارباً اربا کرده بود و در آن میان، پیکرهای تکه تکه کودکان را میدیدم که هنوز پیکرهای زخمیشان تکان میخورد.
