
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، امروز در دانشکده انرژی هستهای دانشگاه شهید بهشتی بودم، همان تنها دانشکده انرژی هستهای در خاورمیانه.
فضایی که پر بود از خاطرات و داستانهایی که هر کدامش حکم تاریخی بزرگ را داشتند. جایی که بیشتر شهدایی که در جنگ ۱۲ روزه از دست دادیم، سالها قبل در ترور دانشمندان هستهای ما، جانشان را فدا کردند؛ کسانی که فارغالتحصیلان و اساتید همین دانشگاه بودند.
داستانهایی شنیدم که کمتر در تاریخ کشورها به چشم میخورد؛ یکی از اساتید، دکتر ذوالفقاری، که با هواپیما آمد و شهید شد. به منزل یکی از شهدای این دانشگاه در پاریس رفتم؛ خانهای خراب و آرام، نشسته در میان مردمی که همانجا زندگی میکنند و زندگی را ادامه میدهند.
همسران شهدایی که وقتی دانشمند هستهای بودند، حالا میان سرلشکر، مددکار زندان اوین و بقال محله تجریش تفاوتی نمیگذارند؛ انگار همه ما را در بر میگیرند و همه ما در آن لحظه مخاطبشان هستیم. به دنبال عکسی از این شهید بودم که ناگهان به یاد صحبتهای استاد فقهی افتادم، کسی که درباره شهادت چنین گفته بود: خداوند کی به آدم فرصت میدهد که شهید شود، و چقدر زندگی پس از آن معنا پیدا میکند.
