
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، محمد موسوی پژوهشگر حقوق بشردر یادااشتی نوشت: با فروکش کردن تدریجی درگیریهایی که به «جنگ رمضان» شهرت یافته، توجه از میدان نبرد به میزهای مذاکره و مهمتر از آن، به معماری حقوقی پساجنگ معطوف شده است. تجربههای پیشین نشان دادهاند که آتشبسها بهتنهایی صلح نمیسازند؛ آنچه تعیینکننده است، تبدیل ارادههای سیاسی ناپایدار به تعهدات حقوقی قابل اتکا است.
پرسش اصلی اکنون این نیست که آیا توافقی حاصل میشود، بلکه این است که چگونه میتوان آن را از سرنوشت توافقات شکننده گذشته مصون کرد.
پاسخ رایج در تهران، تمرکز بر «بینالمللیسازی تعهدات» از طریق شورای امنیت است. استناد به ماده ۲۵ منشور و تلاش برای قرار دادن هر توافقی ذیل فصل هفتم، از این منظر قابل فهم است. چنین قطعنامهای میتواند تعهدات را از سطح سیاسی به سطح الزامآور ارتقا دهد و نقض آن را در قالب یک فعل متخلفانه بینالمللی بازتعریف کند؛ اما تصور اینکه این مسیر بهتنهایی یک ضمانت قطعی ایجاد میکند، سادهسازی خطرناکی است. همان سازوکاری که میتواند تعهد ایجاد کند، به همان اندازه در معرض وتو و تغییر موازنه قدرت نیز هست.
