
سعید آجرلو کارشناس مسائل سیاسی با حضور در خبرگزاری دانشجو درباره مسائل روز سیاسی به گفتگو پرداخت و گفت: اصلاحطلبان به دنبال ساخت نسبتی مشابه آنچه که نهضت آزادی با نظام سابق (پهلوی) داشتند، با جمهوری اسلامی هستند. این جریان میخواهد بگوید که طرفدار مشروطهخواهی هستند و به دنبال گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی هستند و با حکومت مستقر در حال گفتوگو هستند.
وی افزود: اینها به نوعی به تغییر از درون نظام باور دارند. بهعبارت دیگر، اینها به دنبال براندازی نرم و رژیم چنج هستند. در این روند، ممکن است پوستهای از جمهوری اسلامی باقی بماند، اما بدون مقاومتی، بدون موشک و برنامه هستهای. این تحلیلهای سطحی امروزی مشابه همان تحلیلهای سال ۸۲ است که در نامه جام زهر خطاب به رهبری آمده بود.
آجرلو اضافه کرد: این جماعت اصلاح طلب اینها عاشق اردوغان بودند یعنی میگفتند که اردوغان نماد اسلام گرایی سکولار و نماد لیبرالیسم است و دیدید که نماد لیبرالیسم در نهایت به جولانی ختم و به حمایت از جولانی و به جنگ سوریه و حمایت از تکفیریها ختم شد.
کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: در اواخر دهه ۹۰، بخشی از اصلاحطلبان به توافق آقای لاریجانی با چین حمله میکردند، در حالی که آقای روحانی قبلاً اعتقادی به چنین توافقاتی نداشت.
وی ادامه داد: ترک تخاصمی که اصلاح طلبان می گویند واقعی نیست. جامعهشناسان مرتبط با این جریان در گذشته از فروپاشی اجتماعی صحبت میکردند، ولی در جنگ ۱۲ روزه و نتایج نظرسنجیها نشان داد که این تحلیلها شکست خورده است و از سال 82 یک نگاه تکراری دارند این کاغذی که امروز نوشتند را سال 82 نوشتند میتوانستند سال 1403 یا قبل جنگ بنویسند و الان نوشتند پس چه فرقی برای شما میکند وقایعی که اتفاق افتاده است. به هرحال جهان عوض شده شما چرا عوض نمی شوید.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: ترامپ به شما میز مذاکرهای پیشنهاد داده یعنی گفته بیایید غیرتسلیحاتی بودن صنعت هستهای را تضمین کنید در این صورت ما مشکلی نداریم صنعت هستهای داشته باشید، تحریم ها را برمیدارم با موشک های شما هم کاری ندارم؛ آیا همچین پیشنهادی به شما داده که الان شما می گویید که برویم ترک تخاصم کنیم؟
وی گفت: حالا نکته جالب این است که در برجام، آقای روحانی اساس خوشبینی به غرب را پیریزی کرد و تقصیرات را به گردن جمهوری اسلامی انداخت. تمام دنیا میدانستند که با فردی غیرقابل پیشبینی طرف هستند، اما آقای روحانی تقصیر را به داخل کشور نسبت داد، به این صورت که مثلاً چرا روی موشکها شعار نوشتید یا چرا از مقاومت حمایت کردید؟ بنابراین، تقصیر را از ترامپ برداشتند و یقه جمهوری اسلامی را گرفتند. این رفتار همچنان ادامه دارد.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: به نظرم یعنی ببینید جبهه اصلاحات یک بخشیش که عمدتاً در هیئت رییسه است و یک بخشی از بیرون دارد هدایت میکند تحت تاثیر تفکر آقای تاجزاده است این حلقه آقای تاجزاده است و خانم منصوری هم نماینده اینهاست اینها گرایش های میانه رو در واقع کنار گذاشتند و اینها از 82 دنبال گورباچف سازی بودند که آقا یک بار هم جوابشان را داد نه اینجا شوروی است و نه خاتمی گورباچف حتی اول این دولت نیز همچین قصدی داشتند یعنی همیشه یه راه اشتباه را دنبال میکنند.
وی افزود: فراموش نکنیم جبهه اصلاحات حزب آقای خاتمی است و آنها او را به عنوان رهبر اصلاحات قبول دارند و آنها می خواهند آقای خاتمی را در نقطه ثقل پروژه خود قرار بدهند و جلو ببرند. آقای خاتمی پنهان پیامهایی میفرستد و نامههایی رد و بدل می کند مثلا می گوید که من علیه نظام نیستم اما باید در مقابل این بیانیه یک واکنشی نشان بدهد اگر با این بیانیه مخالف است.
آجرلو گفت: آن صحنهای که هواپیماهای آمریکایی از افغانستان خارج میشدند و چند نفر به هواپیما آویزان بودند و از ارتفاع سقوط کردند، تصویری از واقعیت آمریکاست و واقعیت آمریکا همان عکسی است که در آن اروپاییها در مقابل آن ایستادهاند، همانطور که لحن صحبتهای آمریکا با زلنسکی نشاندهنده حقیقت این کشور است.
وی افزود: واقعیت آمریکا وضعیت سوریه و غزه است. اتفاقات دیگری که بالاترین مرتبه را دارند و در جنگ اخیر بر خلاف تحلیل های غلط شما جامعه فرو نپاشید و متحد تر شد حالا میخواهید با دو قطبی سازی جامعه روادوباره فرو بپاشانید؟! درسی هم از جنگ و اتفاقات منطقه بگیرید!
آجرلو گفت: دعواهای درون جناح اصولگرا آنقدر بزرگ و پیچیده شده که هرگونه اتفاق یا بیانیه انتقادی به جای اینکه به عنوان یک موضوع جدی بررسی شود، تبدیل به فرصتی برای تخریب رقبا و ادامه درگیریهای درونی میشود ولی متاسفانه، گروههای سوپر انقلابی به جای تلاش برای جذب دیگران، بیشتر سعی در دفع آنها دارند، این وضعیت خطرناک است.
وی ادامه داد: مخالفتهایی با بیانیه از درون خود اصلاحطلبان، به ویژه از سوی روزنهگشایان، آغاز شد. اگر این جداسازی از طیف رادیکال صورت نگیرد، ممکن است با مشکلات جدی روبهرو شوند. همچنین، اخیراً آقای قوچانی، حزب ندا، اعتماد ملی و آقای حضرتی هم به این موضوع پرداختهاند و به نظر میرسد این گروهها میخواهند از رادیکال ها راه خود را جدا کنند. اکنون زمان مناسبی است تا آقای پزشکیان و کسانی که در کنار او هستند، این جداسازی را انجام دهند. البته معلوم نیست که در آینده این امر محقق شود، اما واقعیت این است که در جبهه اصلاحات برخی اختلافات واقعی وجود دارد.
کارشناس مسائل سیاسی افزود: یادداشتهای آقای ظریف هم نشاندهنده این است که دیدگاه ایشان از دیدگاه آقای تاجزاده و خانم منصوری متفاوت است. به شخصه، مدلهایی همچون رژیم چنج را نمیبینم و بیشتر به دنبال عادیسازی روابط با آمریکا هستم. این نوع نگاهها از نظر من با نگاه اصلاحطلبان رادیکال تفاوت دارد.
آجرلو ادامه داد: به نظر من، در سطح کابینه، اکثریت وزرای دولت آقای پزشکیان از خطمشی میانهرو یا اصلاحطلبی میانه تبعیت میکنند. برخی از آنان حتی اصلاحطلب نیستند، اما تعلقخاطرهایی دارند. این طیف روزنهگشا و اصلاحطلبان میانه، عملاً دولت را در اختیار دارند، اما به هر حال تحت تأثیر فشار جریان اصلاحات نیز هستند. جبهه اصلاحات و حزب آقای خاتمی در این میان اهمیت ویژهای دارند. اگر آقای خاتمی نسبت به بیانیه اخیر موضع منفی اتخاذ نکند، این بیانیه در عمل به نام او نیز ثبت میشود.
وی افزود: نکته مهم اینجاست که اصلاحطلبان همواره پیروزی خود را مشروط به مشارکت بالای پنجاه درصد میدانستند و میگفتند در مشارکت پایین این اصولگرایان بودند که پیروز میشدند اما اکنون خود اصلاحطلبان در شرایط مشارکت پایین به پیروزی رسیدهاند و این مسئله نشان میدهد بخش مهمی از آرای آقای پزشکیان رأی سنتی و مذهبی بوده و الزاماً رأی اصلاحطلبی به معنای کلاسیک آن نبوده است.
آجرلو افزود: به نظر من میان بیانیه اخیر آقای موسوی و جبهه اصلاحات ارتباط وجود دارد. به بیان دیگر، آنچه آقای موسوی در ظاهر مطرح میکند، در باطن همان دیدگاه طیف آقای تاجزاده و همفکران او در جبهه اصلاحات است و در این میان، رفع حصر آقای کروبی با تفاهمی صورت گرفت انجام شد اما درباره آقای موسوی، چنین تفاهمی تاکنون تحقق نیافته است، چرا که او برخی شرایط را نمیپذیرد.
وی ادامه داد: او در شرایطی که کشور درگیر جنگ است، سخن از تغییر ساختار جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس مؤسسان به میان میآورد. در کجای دنیا چنین اقدامی پذیرفته است؟ فرض کنید در آمریکا در بحبوحه جنگ عراق کسی چنین سخنی در ساختار رسمی بر زبان میآورد؛ آیا قابل پذیرش بود؟ اگر امروز مشکلاتی چون بحران آب و برق، یا ناترازی انرژی وجود دارد، نتیجه عملکرد همین جریان در چهار دهه گذشته است. با وجود این، همچنان خود را در موضع طلبکار قرار دادهاند.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: این جریان معتقد است که مشکل اصلی آمریکا با ایران موضوع غنیسازی است و اگر غنیسازی تعلیق شود، همه مسائل حل خواهد شد. اما واقعیت این است که چنین تحلیلی بسیار سادهانگارانه و غیرعقلانی است و همانطور که پیشتر مثال زدم، اسرائیل با سوریه تعیین تکلیف کرد، اما مسئله به هیچوجه حل نشد. حال اگر ما غنیسازی را تعلیق کنیم، در مذاکرات چه چیزی باقی میماند که بتوانیم روی آن مذاکره کنیم؟
عزیزپور افزود: اصل دعوای آمریکا با جمهوری اسلامی دقیقاً بر سر غنیسازی است. اگر این موضوع از ابتدا کنار گذاشته شود، دیگر ابزار مؤثری برای مذاکره باقی نمیماند. تعلیق غنیسازی به معنای خالی کردن دست جمهوری اسلامی از مهمترین برگ برنده خود است.
وی یادآور شد: ما در کمپین پزشکیان عضو نبودیم و هرگز در دولت وارد نشدیم. برخی از اصولگرایان به دولت وارد شده و در سمتهای مختلف مانند معاون وزیر یا در شرکتهای دولتی مشغول به کار شدند، ولی ما همچنان خارج از دولت بودیم. حتی در انتخابات با آقای پزشکیان رقابت کردیم، اما پس از پایان انتخابات، دیگر رقیب او نیستیم. سؤال اینجاست که آیا باید همواره انتخابات را ادامه دهیم؟ آیا نباید به موفقیت دولت و نظام کمک کنیم؟ موفقیت دولت به معنای موفقیت کشور و مردم است و ما باید در این مسیر کمک کنیم و اینکه بعضی افراد میخواهند دولت را زمین بزنند، مخالف حرفهای رهبری هستند که بارها تأکید کردهاند که باید به دولت کمک کنیم.
