در ایران، کلاس زبان تنها محل آموزش واژگان و گرامر نیست؛ بلکه یکی از معدود فضاهایی است که امکان مواجهه نیمهآزاد با جهان بیرون، فرهنگهای دیگر و افقهای زندگی بدیل را فراهم میآورد. با این حال، نقش فرهنگی و میانفرهنگی مدرس زبان، زیر سایه سیاستگذاری ابزاری، محدودیتهای محتوایی و بیتوجهی نهادی، در حال فراموشی است.


به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، کلاس زبان، برخلاف تصور رایج، تنها فضایی برای یادگیری واژگان و ساختارهای دستوری نیست. در ایران، این فضا بدل به یکی از معدود میدانهایی شده که در آن، مواجههای نیمهآزاد با جهان بیرون، فرهنگهای دیگر، و افقهای زندگی بدیل شکل میگیرد. اما دقیقاً همین ظرفیت فرهنگی و تخیلی، زیر فشار بیتوجهی سیاستگذاران، محدودیتهای محتوایی و نگاه ابزاری به آموزش، در حال خاموشی است. در این یادداشت، بر آنم تا نقش مدرس زبان را نهفقط بهمثابه آموزگار، بلکه بهعنوان میانجی فرهنگی بازخوانی کنم – نقشی که در سیاستگذاریهای زبانی، نظامهای آموزشی، و حتی گفتمان عمومی، عمدتاً نادیده گرفته شده است.
