
به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو به نقل از گجتنیوز، در بخش فنی، تفاوتهای این دو فلسفه به وضوح نمایان میشود. Su-۳۵ با دو موتور قدرتمند Saturn AL-۴۱F۱S که به نازلهای تغییر بردار رانش (Thrust Vectoring) مجهز هستند، به قابلیت مانورپذیری فوقالعاده دست مییابد. این به جنگنده اجازه میدهد تا مانورهایی را اجرا کند که قوانین آیرودینامیک را به چالش میکشند و در یک نبرد نزدیک هوایی، به راحتی از پس هر رقیبی برآید. در مقابل، J-۱۰C با یک موتور WS-۱۰B و طراحی آیرودینامیکی دلتا کانارد، چابکی بسیار بالایی، به خصوص در سرعتهای پایین، دارد اما قادر به اجرای مانورهای سوخو ۳۵ نیست. در نتیجه، در یک داگ فایت، برتری با خلبان جنگنده سوخو ۳۵ خواهد بود.

اما در دنیای نبردهای هوایی مدرن، جنگها دیگر کمتر به درگیری نزدیک کشیده میشوند. اینجاست که جنگنده جی ۱۰ برتری خود را نشان میدهد. این جنگنده به یک رادار پیشرفته آرایه فازی فعال (AESA) مجهز است. رادارهای AESA در برابر جنگ الکترونیک و پارازیت و جمینگ و اختلال بسیار مقاومتر هستند، میتوانند به صورت همزمان تعداد بیشتری از اهداف را ردیابی و با آنها درگیر شوند و شناسایی آنها برای دشمن دشوارتر است. در مقابل، رادار قدرتمند Irbis-E در Su-۳۵ از نوع آرایه فازی غیرفعال (PESA) است. اگرچه این رادار برد کشف بسیار بالایی یعنی تا برد ۴۰۰ کیلومتر دارد، اما از نظر فناوری یک نسل عقبتر از رادارهای AESA است و در یک محیط نبرد الکترونیکی پیچیده، آسیبپذیرتر است. آویونیک مدرن و تمرکز بر لینکهای دادهای پیشرفته در J-۱۰C، به خلبان آن آگاهی موقعیتی بسیار بهتری میبخشد و آن را به یک پلتفرم هوشمندتر تبدیل میکند.
