
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ در هیاهوی تحولات پیچیده منطقه غرب آسیا در دهه گذشته، در داخل ایران زمزمههایی به شعارهایی بدل شد که در ظاهر، دغدغهمند معیشت و رفاه داخلی بودند، اما در باطن، حامل یک خلاء عمیق و خطرناک در تفکر استراتژیک به شمار میرفتند. شعارهایی نظیر «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» و بهطور خاص «سوریه را رها کن، فکری به حال ما کن!»، یک دوگانه کاذب و سادهانگارانه میان «امنیت ملی» و «رفاه داخلی» ترسیم میکردند؛ غافل از اینکه این دو، نه در تقابل، که در رابطهای طولی و کاملاً وابسته به یکدیگر قرار دارند. این نگاه، که امنیت را امری محصور به مرزهای جغرافیایی میپنداشت و هرگونه کنشگری در خارج از مرزها را هزینهای بیفایده تلقی میکرد، امروز با از دست رفتن سوریه به عنوان یک متحد راهبردی، پیامدهای تلخ و ملموس خود را آشکار ساخته است. سقوط دولت سوریه، نه یک تحول منطقهای دوردست، بلکه زلزلهای ژئوپلیتیک بود که گسلهای آن مستقیماً امنیت ملی ایران را هدف گرفته و راه را برای تهدیدات وجودی، بهویژه از سوی رژیم صهیونیستی، بیش از هر زمان دیگری هموار کرده است.
