

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، جنگ ۱۲ روزه رژیم اسرائیل علیه ملت ایران، آزمونی چندبعدی برای سیاست خارجی چین بود. چین که در سالهای گذشته همواره به سمت درگیری در مرزها و فراتر از مرزهایش سوق داده شده است تاکنون خود را در برابر سیاستهای تضعیف کننده آمریکا مصون نگه داشته است، اما مسأله اینجاست که بر اساس برخی از تحلیلها انتظار میرفت چین در هجوم امریکا و رژیم صهیونی به ایران، نقشآفرینی مستقیم یا تعیین کننده غیرمستقیم داشته باشد که براساس سیاست خارجی چین در برابر تلههای آمریکا در ماههای گذشته رویکردی دقیق نیست. البته مناسبات ایران و چین بیشتر در حوزه اقتصادی معنا پیدا میکند که تعمیق و گسترش آن در پساجنگ تحمیلی ضروری و حیاتی است.
برای درک دقیق رفتار چین، میتوان چهار رویکرد تحلیلی را بهکار گرفت: ژئوپلیتیکی، اقتصادی، دیپلماتیک و هنجاری. از منظر ژئوپلیتیک، رفتار چین در این جنگ نمونهای روشن از «خویشتنداری راهبردی» بود. مشابه همان سیاستی که در این سالها در برابر تایوان از چین مشاهده کردهایم. چین بهرغم روابط نزدیک با تهران و جایگاه خود بهعنوان یک قدرت جهانی، از هرگونه مداخله نظامی مستقیم یا حمایت سختافزاری از ایران اجتناب کرد. این رفتار ریشه در عدم تمایل چین به تبدیل شدن به یک بازیگر امنیتی فعال در غرب آسیا دارد.
