سید ایثار طباطبایی دانشمند هستهای ایرانی، با وجود فرصتهای شغلی در خارج از کشور، همیشه ترجیح داد در وطن بماند و زندگیاش را وقف خدمت به مردمش کند.

به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ عاشق بودند آنقدر که بدون هم دوام نمیآوردند. این را همه میدانستند، حتی جنگ. جنگ هم وقتی آمد، هر دو را با هم برد؛ برد تا هرگز از هم جدا نشوند. صبح آن روز مثل همیشه بیدار شده بودند. هوا هنوز تاریک بود و تنها صدای اذان در کوچه میپیچید. ایثار و منصوره کنار هم، روی همان سجاده همیشگی نشسته بودند. نمیدانم آخرین رکعت نمازشان را تمام کردند یا نه، اما خوب میدانم منصوره وقتی قامت شهادت بست، به ایثار اقتدا کرده بود. اقتدا کرد به همسرش که اینطور عاشقانه و دونفره شهید شدند.
