
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، ایالات متحده طی سالهای گذشته، همواره با تکیه بر استقرار ناوهای هواپیمابر و آرایش تهاجمی نیروهای دریایی، جمهوری اسلامی ایران را به اقدام نظامی، محاصره دریایی و فشار امنیتی تهدید کرده است. حضور این ناوها در نزدیکی آبهای ایران، بخشی از راهبرد «ارعاب بدون جنگ» آمریکا بوده؛ راهبردی که هدف آن وادار کردن ایران به عقبنشینی سیاسی، بدون پرداخت هزینه درگیری مستقیم است. اما عقبرفتن ناو لینکن از نزدیکی سواحل ایران نشان میدهد این ابزار، کارایی پیشین خود را از دست داده است.
نخستین عامل مهم در این عقبنشینی، تقویت بازدارندگی فعال جمهوری اسلامی ایران است. ایران طی سالهای اخیر، با توسعه توان موشکی، پهپادی و دریایی و نمایش عملی این توان در مقاطع مختلف، این پیام روشن را منتقل کرده که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، با پاسخی پرهزینه و چندلایه مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، نزدیکبودن ناو هواپیمابر به سواحل ایران، نه یک مزیت، بلکه یک آسیبپذیری راهبردی برای آمریکا محسوب میشود.
دوم، این عقبنشینی نشاندهنده تغییر جایگاه ایران در محاسبات آمریکا از «هدف قابل فشار» به «بازیگر پرریسک برای درگیری» است. ناو هواپیمابر زمانی ابزار تهدید مؤثر است که بتواند بدون قرار گرفتن در معرض خطر جدی، قدرتنمایی کند. فاصله گرفتن ۱۴۰۰ کیلومتری از چابهار بهروشنی بیانگر آن است که آمریکا ترجیح میدهد سطح ریسک را کاهش دهد و از ورود به محدودهای که ابتکار عمل در آن با ایران است، پرهیز کند.
