

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-حسن خجسته؛ در سالهای اخیر، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با نوساناتی میان رویکردهای تقابلی و مصالحهجویانه مواجه بوده است. یکی از محورهای اصلی این نوسان، مسئلهی تنشزدایی و نسبت آن با موازنه تهدید در روابط بینالملل است. در شرایط فعلی، دولت جمهوری اسلامی بار دیگر نشانههایی از تمایل به گفتوگو و کاهش تنش از خود نشان داده است؛ پرسش اصلی، اما این است: آیا این مسیر واقعاً منجر به کاهش تهدید خواهد شد یا تهدیدات را تشدید خواهد کرد؟
در ادبیات روابط بینالملل، نظریه «موازنه تهدید» برخلاف «موازنه قدرت»، بر این فرض استوار است که دولتها نهتنها بر اساس قدرت کشورها، بلکه بر اساس ادراک از تهدید (که ترکیبی از قدرت، نیت خصمانه، نزدیکی جغرافیایی و توانایی تهاجم است) عمل میکنند. اگر این نظریه را مبنا قرار دهیم، کاهش تهدید الزاماً با کاهش تنش همراستا نیست. در مواردی، تنشزدایی یکطرفه میتواند سیگنال ضعف ارسال کرده و دشمن را به اقدامات تهاجمیتر ترغیب کند. همانگونه که ادبیات تله تنش در ماههای گذشته بسیار مورد استفاده قرار گرفته و حمله اخیر رژیم صهیونیستی به ایران که پاسخی به آن داده نشد، ممکن است آن رژیم را وحشیتر از گذشته کند.
