شهید رئیسی می‌خواست تا رسانه‌ها در جامعه امیدآفرینی کنند

مدیر روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری دولت سیزدهم گفت: شهید رئیسی، رئیس جمهوری بود که می‌توانست همه گروه‌های رسانه را را دور یک میز جمع کند و هدفش این بود تا رسانه‌ها در جامعه امیدآفرینی کنند.
مدیر روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری دولت سیزدهم گفت: شهید رئیسی، رئیس جمهوری بود که می‌توانست همه گروه‌های رسانه را را دور یک میز جمع کند و هدفش این بود تا رسانه‌ها در جامعه امیدآفرینی کنند.

شهید رئیسی می‌خواست تا رسانه‌ها در جامعه امیدآفرینی کنند

 به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو، وقتی فقط رئیس جمهور را از قاب رسانه‌ها ببینیم ممکن است یک دریافت رسمی و گاهی عامیانه داشته باشیم چرا که رسانه‌ها از ظن خودشان مطالب را بازگو می‌کنند، هر چقدر هم که حقیقت را بگویند همچنان برش‌هایی از آن است که در کنار هم قرار داده‌اند، همیشه زوایای مختلفی وجود دارد که از حقایق پنهان می‌ماند، واقعیت‌ها همیشه آنطور که هستند در رسانه‌ها بازتاب ندارند، این را شاید کسانی که در کار رسانه‌ای مثل یک ماهی در دریا قرار گرفته‌اند هم به درستی درک نکنند، در نهایت اگر خودت در میدان باشی و لحظه به لحظه شاهد یک واقعیت، باز هم می‌بینی که از بسیاری از زوایا جا مانده‌ای. حالا سخن از رئیس جمهور شهید است. آیت الله شهید سید ابراهیم رئیسی که شهید جمهور شد و ما هنوز هم نتوانسته‌ایم ابعاد شخصیتی او را بشناسیم چه برسد که بخواهیم به مردم معرفی کنیم. خبرگزاری دانشجو مصاحبه محمد مهدی رحیمی مدیر روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری دولت سیزدهم را که در نشریه رئیسی عزیز منتشر شده بود، بازنشر می‌کند. خواندن آن برای همه مخاطبان به ویژه اهالی رسانه خالی از لطف نیست.

بسم الله الرحمن الرحیم. تشکر می‌کنم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید. در ابتدا می‌خواهم از جنابعالی درخواست کنم که درباره سابقه آشنایی‌تان با حاج آقا برای ما بگویید. شما پیش از انتصابتان در روابط عمومی نهاد هم با ایشان ارتباط داشتید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام خدا بر شهدای انقلاب اسلامی خاص شهدای اخیر؛ از دوره‌ای که آیت الله رئیسی در آستان قدس بودند، من همکاری مختصری با مجموعه رسانه‌ای آستان قدس و «روزنامه قدس» داشتم و سردبیر هفته نامه‌ای به نام «بیت‌المقدس» بودم که اولین هفته نامه تخصصی حوزه جهان اسلام بود و به صورت هفتگی و منظم در کشور منتشر می‌شد. این امر دغدغه ایشان بود؛ در حکم آقا برای انتصاب ایشان در آستان قدس آمده بود که فعالیت‌های آستان ناظر به کشور‌های اسلامی و مسلمان، باید مورد عنایت و توجه بیشتری قرار بگیرد. برنامه‌های مختلفی برای تحقق این امر داشتند. یک کار همین کارِ رسانه‌ای بود. بعد هم که در دوره قوه قضائیه، در شورا‌های مشورتی حوزه رسانه ایشان کمک می‌دادیم تا انتخابات سال ۱۴۰۰ که ما در ستاد آیت الله رئیسی فعال شدیم و آن روز‌ها یک تلویزیون اینترنتی، راه اندازی کردیم. از چهاردهم یا پانزدهم تیر ماه که ایشان از قوه قضائیه تودیع شدند و صرفاً در جایگاه رئیس جمهور منتخب تا روز تنفیذ فعالیت داشتند، بند مسئول فعالیت رسانه‌ای و امور روابط عمومی ایشان و در خدمتشان بودم تا آخر. این سابقه‌ای از آشنایی و همکاری. خدا تفضل کرد و خدمت شهید بودیم.

این تعبیر ضعف رسانه‌ای، حرف جدیدی نیست. در همه این سال‌ها بوده است. من می‌خواهم یک پله بالاتر بروم، در این سی و چند ماه خدمت حاج آقا و در ادوار مختلف انقلاب اسلامی که نگاه کنیم، از ریاست جمهوری حضرت آقا گرفته تا سایرین، خدمات انقلاب و نظام حقش ادا نشده و گفته نشده است. در واقع ما اساساً در مدل تبیین اقدامات انقلاب اسلامی یک ضعفی داشتیم. نه اینکه به طور خاص در این برهه اتفاقی افتاده باشد. مسئله بعدی این است که تزاحمی بین اخلاق و کار رسانه‌ای وجود ندارد؛ و مهم این است که چه گفته بشود، چطور گفته شود و چه نسبتی با واقعیت داشته باشد.

من در این حدود سه سالی که خدمت ایشان بودم، مکرر به دوستان و نزدیکان می‌گفتم که برای خود من، بعیدترین کاری که یک روزی در عمرم به عهده بگیرم این بود که روابط عمومی یک نفر یا جایی باشم؛ چون روابط عمومی یعنی جایی که باید پروپاگاندا کند، شلوغ کاری کند، یک جا‌هایی ماله کشی کند، یک نقطه ضعفی را بپوشاند، یک جایی عملیات رسانه‌ای کند تا نقطه کوچکی را خیلی برجسته نشان دهد؛ خلاصه با اصول و چهارچوب‌های اعتقادی من جور در نمی‌آمد؛ اما واقعیتش این است که در کار کردن با آقای رئیسی، تقریباً هیچکدام از این انگاره‌هایی که در ذهنم بود، ناظر به اینکه مسئول روابط عمومی باید آن کار‌ها را انجام بدهد، وجود نداشت. یعنی هنر روابط عمومی ایشان اتفاقاً این بود که خود واقعی‌شان را بتواند نشان دهد و به نظرم خود واقعی‌شان به شدت جذاب و گیرا بود.

اصلاً نیازی به اینکه شما متوسل به شلوغ‌کاری و بزرگنمایی و امثال اینها بشوید، نبود. البته حتماً ما در این تصویرسازی و انعکاس آن تصویر ضعف و خلل داشتیم. آنقدر حجم کار و فعالیت و بازه زمانی روزانه کار‌ها گسترده بود که به این راحتی نمی‌شد حق آن را ادا کرد.

نکته بعدی این است که دغدغه خود ایشان بود که حتماً اینها منعکس شود. نه به خاطر اینکه خودشان دیده شوند؛ بلکه به خاطر اینکه خدمت نظام به مردم منعکس بشود. وقتی برای مدیران ارشد سخنرانی می‌کردند، می‌گفتند که فلان مسئله را بروید برای مردم توضیح بدهید و معمولاً اضافه می‌کردند که نمی‌خواهد بگویید فقط در این دو سال چه کار کرده‌اید. برای مردم توضیح دهید که در این ۴۰ سال چه کار‌هایی انجام شده! دغدغه ایشان بازنمایی کارآمدی نظام بود. حالا دوره مدیریت ایشان هم بخشی از آن است که باید منعکس شود.

جالب است بگویم انصافاً کار کردن با شهید رئیسی سخت بود. به خاطر اینکه خیلی مقید به چهارچوب رسمی اینکه در یک زمان مشخصی یا در مکان مشخصی کاری انجام شود یا مثلاً در پرستیژ رئیس جمهور باشد، نبودند. خوب رؤسای جمهور معمولاً یک سری کار‌ها را انجام نمی‌دهند یا یک سری جا‌ها نمی‌روند. اینها در دیدگاه ایشان وجود نداشت. در واقع شما از کاری که روابط عمومی یک بخش داری ممکن بود انجام دهد، باید انجام می‌دادی تا کاری که روابط عمومی یک رئیس جمهور در سفر خارجی و اجلاس‌های بین‌المللی داشت! همه اینها را باید در مجموعه خودت انجام می‌دادی.

منبع  : خبرگزاری دانشجو

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *