

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو؛ روزبهانی*: اخیراً مطالبهای تحت عنوان افزایش سقف سنی جذب در دانشگاه فرهنگیان از سوی جریانهایی در بدنه اجتماع مطرح گردیده است که نفی و رد آن، از ابعاد مختلفی قابلیت بررسی و تحلیل دارد.
۱. اولین بحثی که مطرح میگردد، جلوگیری از به کرسی نشستن مطالبات خیابانی، بلبشویی و غوغاسالارنه ایست که به سبب پر کردن سبد آراء متاسفانه بدون پشتوانه نظری و منطقی، در صدر اولویتهای مجلس و دیگر بخشهای تقنینی در آموزش و پرورش قرار میگیرد و اساساً با توهم اینکه در موضع کارشناسی نشسته اند، متاثر از فشارهای اجتماعی، تصمیماتی غیر کارشناسی و از روی احساسات اتخاذ میکنند.
مادامیکه آقایان سیاستگذار، حکمرانی را به هیاهوی خیابانی واگذار کنند؛ ضمانتی بر ریل گذاریهای صحیح در نظام تعلیم و تربیت نیست.
۲. افرادی که در این سن پذی اسکان مقاطع مختلف نیز به همین سبب تفکیک شده است.
۵. با استناد بر شواهد علمی متعدد فاصله سنی بالا میان معلم و دانش آموز خصوصا در مقطع ابتدایی، بازدهی تربیتی را در کلاس به حداقل میرساند. ضمن اینکه افزایش سن بازنشستگی از ۴۸ سال به ۶۰ سال، بدون شک کیفیت فرایند آموزش و پرورش در مدارس را کاهش داده و فرسایش شغلی، افت انگیزه و پویایی معلّم را در پی خواهد داشت.
به طور کلی پیشنهاد میگردد مجلس شورای اسلامی به جای طرح ایدههایی متزاحم و در عرض قوانین موجود در حوزه تعلیم و تربیت، فکری جدی به حال اجرایی سازی اسناد و قوانین مورد تاکید رهبر انقلاب کند. ضمن اینکه شایان ذکر است، در صورت طرح مجدد این مسئله و یا بی اعتنایی به دلایل عنوان شده از سوی اعضای کمیسیون و یا سایر بخشهای قانون گذار، شبکه دانشجومعلمان کشور قاطعتر از گذشته، مقابل چنین نظرات آسیب زایی خواهند ایستاد و جز با توقف آن از پا نخواهند نشست.
