

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری دانشجو، چندماهی بود که از اخرین سفر کربلایم میگذشت، نیاز به یک به روز رسانی به یک شارژ به یک انرژی مجدد و مضاعف داشتم، یک ماه است کتاب طرح کلی را شروع کردم، فصل توحید را که میخواندم به خودم گفتم خدایا تصور من از توحید چی بود و حالا با چه توحیدی مواجه شدم، مثل یک چک محکم بود که در تاریکی خوردم و همه جا به یک باره روشن شد. چند ماه پیش بود تقویم رو نگاه میکردم تا ببینم اعتکاف امسال چه روزی است پارسال به خاطر اینکه وسط هفته بود نتوانستم شرکت کنم. سرچ کردم به پوستر اعتکافهای دانشجویی رسیدم. چند سالی بود ثبت نام میکردم، ولی پذیرفته نمیشدم امسال هم ثبت نام کردم. ندیده بودم و حتی نشنیده بودم، اما حدس میزدم جمع بچههایی که آنجااولین حرفی که زدم خبر را گفتم و او هم خوشحال شد. این نکته را هم بگویم که زن و مرد مثل دو زاویه مثلث متساوی الساقین اند و ضلع سوم خدا! هر چه به خدا نزدیکتر باشند به هم نزدیک ترند و البته هر چه به هم نزدیکتر و صمیمیتر باشند به خدا هم. بگذریم از فواید ازدواج دانشجویی و صفایش…
