

گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حسین اکبری؛ اصولاً نباید بلافاصله پس از هر اتفاق ناگوار تصمیم گرفت؛ تا زمانی که انسان به آرامش نرسد، گرفتن تصمیم، تصمیم شیطانی است تا انسانی.
واژه انتقام سخت تقریبا از زمان شهادت سردار دلها وارد ادبیات مقاومت شد؛ واژهای پر مفهوم و عمیق که عدم درک صحیح آن، اتفاقا تصور انفعال را تداعی میکند.
برای درک بهتر کمی به قبلتر برگردیم؛ جایی که یک ایران از شهادت سردار دلها غمگین و خشمگین بود. آن زمان بحث انتقام سخت مطرح شد؛ ایران پس از چند روز پاسخی داد که پس از جنگ جهانی دوم علیه آمریکا بی سابقه بود، اما اکنون فرض میگیریم اصلا اقدامی نکرده است.
اینک چهار سال گذشته؛ آن زمان اگر انتقام سخت بالفرض موشک باران رژیم منحوس اسراییل بود، اکنون چه وضعی داشتیم؟ بالفرض جنگی شکل میگرفت و ایران به پیروزی میرسید. تصورات مردم جن انتقام است.
توجه کنیم رهبر اسلامی علاوه بر وظیفه رشد سیاسی مردم خود، وظیفهای در قبال مردم جهان هم دارد. وظیفهای که اکنون میفهمیم چقدر خوب اجرایی شده است.
بازگردیم به اصل موضوع؛ انتقام. برای انتقام گرفتن ابتدا باید صحنه را شناخت. آیا ما پیروز میدانیم یا بازنده میدان؟ آیا اقدامهای تروریستی علیه ملت ایران کنش است یا واکنش؟ حداقل اگر کسی امروز سیلیهای متعدد جبهه مقاومت که بازوهای ایران هستند، به استکبار را نبیند، باید چشمهایش را شستوشو دهد.
با این حال این سخنان منکر ادب کردن دشمن نیست؛ منتها نباید وارد فضاسازی افرادی که در حالت خوشبینانه احساسی و دلسوز و در حالت بدبینانه جنگ طلب و هزینهزا هستند، شد.
این افراد در این شرایط که جبهه مقاومت با پرورش ایران مشغول ادب کردن استکبار است، به جای حمایت از کشور و مسولان نظامی، زبان به کنایه باز میکنند؛ به جای دستمریزاد به این برنامه ریزی درست در سیاست و میدان، سخره میگیرند. این افراد خیال میکنند عمل به اسلام و مقابله با ظلم یعنی بی هوا و بی کله جنگید و جنگید. با این تفکر اکنون عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران اینقدر وسیع نبود و خیلی زودترها انقلاب نابود شده بود.
