
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، مهران نقیان؛ از دیرباز تا کنون سرقت در تمام جوامع و نظام کیفری جای بحث و توجه ویژه بودهاست. به جهت اهمیت بررسی این عمل مجرمانه، قبل از حقوق مکتوب در هر جامعه و نظامی، سرقت در حقوق عرفی به رسمیت شناخته شده بود، به طوری که می توان گفت این عمل صرف نظر از اینکه در چه برهه ای از تاریخ وکدامین اجتماع و تمدن رخ میداد، مورد سرزنش و نکوهش واقع میشد. از این رو همیشه مورد بحث و توجه بوده است و گاهی حقوقدان ها به قدری مفهوم سرقت را گسترده فرض میکردند که مصادیق بی شماری را در دامنة خود جای میداد، چنانچه در دیژست آمده است:« اگر شخصی با احضار شخص دیگر به دادگاه موجب از دستدادن استران آن شخص میشد، بدین نحو که شخص مسئول مراقبت از استران بوده و با حضور در دادگاه، استران خود را رها کرده و سپس ربوده شوند شخصی که باعث احضار بوده است، سارق تلقی میشد (digest). همچنین گاهی سزای سرقت بسیار سنگین بوده است، چنانچه در حقوق رم اگر شخصی مال دیگری را میربود، صرف نظر از اینکه مال خود را بازپس میگرفت یا نه، آنچه که جبرانی برای بزه دیده محسوب میشد، تسلیم مجرم به وی به عنوان غرامت بود.
