
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، امیرحسین سیدرحیمزاده؛ تا زمانی که اقتصاد ما بر مبنای مردمسالاری نباشد، پایهی جمهوریت در نظام میلنگد. حال آیا راه حلی برای مردمی کردن اقتصاد داریم یا نه؟
بعد از انقلاب اسلامی، مسئلهای که در ذهن سردمداران و بزرگان انقلاب بود، این بود که چگونه میتوان تکتک امور کشور از قبیل فرهنگ، اقتصاد و سیاست را به مردم گره زد؟ چگونه میشود مردم را در همهی اینها سهیم کرد؟ و چطور میشود از ظرفیتهای انقلابی مردم برای پیشرفت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نظام کمک گرفت؟ زیرا مالک اصلی انقلاب مردم بودند. قرار بود آرمانها و اهداف مردم، توسط خودشان پیگیری شود؛ همین بود که فکر اندیشمندان انقلاب نظیر «امام (ره)، شهیدبهشتی (ره)، شهیدمطهری (ره) و مقام معظم رهبری» را به خود مشغول کرده بود. کسانی که توانستند در بحث نظریهها و در عرصه قانونگذاری و یا ابلاغ، پیوست این مسائل را با مردم مشخص کنند. امااران خوشذوق و به اصطلاح مردمی، حرفی از این فاجعه بزنند و دغدغه مردمی شدن اقتصاد را داشته باشند. انگار هیچ کس از افراد حاضر در رسانهها و اصحاب قدرت دوست ندارد «مردم» در اقتصاد نقش تعیینکننده داشتهباشند.
فارغ از سیاستمداران که تکلیفشان مشخص است، جریان دانشجویی و امت حزب الله هم در این قضیه سکوت کردهاند؛ انگار نه انگار کلام، ولی امرشان، ۱۵ سال است که ابلاغ شده و ۷ سال از تاریخ انقضای آن گذشته است. حال اگر فیلمی از مهدکودک در رسانهها پخش شود که کودکان در فضای آموزشی درحال رقصند، امت به خیابانها میآیند که خدایی نکرده سند ۲۰۳۰ که خلاف نظر رهبری است، در کشور اجرا نشود. حواسشان نیست که ۹ سال از ۱۰ سالِ گذشته را با شعارهای اقتصادی نامگذاری کردهاند؛ از جهاد اقتصادی گرفته تا جهش تولید در سالی که گذشت.
حزباللهیها هنوز از فضای دهه ۷۰ و دغدغههایش دور نشدهاند هر از چندگاهی به یاد آن ایام، جو رسانهای و میدانی را به سمت مسائلی از جنس آن دغدغهها میبرند. دغدغههایی که خیلی از آنها در زمان خودش هم صحیح نبودند؛ چه رسد به حال حاضر.
