
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، الهام فدایی؛ با گذشت ۴ هفته از آغاز ریاست جمهوری جو بایدن، او همچنان از هرگونه اشارهای به سوریه در سخنان خود، حتی در سطح حاشیهای هم اجتناب میکند. این در حالی است که بایدن از دو منظر سیاسی و اخلاقی، مسئولیت بزرگی در قبال وضعیت کنونی سوریه دارد. او معاون باراک اوباما در دولتی بود که ۶ سال از عمر خود را (از ۲۰۱۱ الی ۲۰۱۷) به تماشای مراحل مختلف بحران سوریه گذراند و البته از آن برای رسیدن به برخی مقاصد سیاسی خود استفاده کرد.
بایدن ادعا میکند که اولویت کنونی او در منطقه خاورمیانه، پایان دادن به جنگ یمن است؛ چراکه وضعیت انسانی در این کشور به مرز فاجعهباری رسیده است. تلاشها برای پایان جنگ یمن مهم است و باید از آن استقبال شود؛ چرا که مردم یمن هزینه سنگینی برای نبرده تحریمهای سوریه نتایج متفاوتی از عراق بهبار میآورد.
علاوه بر این یقین دارم که وضعیت انسانی در یمن همانند سوریه، از هیچ اهمیت خاصی برای بایدن برخوردار نیست. تنها اولویت واقعی در این صحنه، ایران است. بایدن از یمن، مانند سوریه، برای قانعکردن ایران و بازگشت به مذاکرات استفاده میکند؛ درحالیکه فشار بر نقطهای را کاهش داده و فشار بر نقطهای دیگر را تشدید میکند. او امیدوار است از طریق دستیابی به معاملهای دیگر با ایران، خطر آغاز بحرانی جدید در منطقه و درگیریهای پرهزینه برای آمریکا را مهار کند.
ممکن است عدهای با مرور این واقعیتها، بایدن را بهدلیل سیاستش در قبال سوریه سرزنش کنند. در اینجا باید پرسید نقش مخالفان نظام سوریه در حمایت از تحریمها و حتی طراحی این ابزار فشار اقتصادی چه بوده است؟ میدانیم که بخش مهمی از مخالفان اسد (شاید اکثریت آنها) اولویت خود را سقوط نظام سوریه به هر قیمتی تعیین کردهاند؛ حتی اگر بهای تحقق این هدف، نابودی مردم سوریه باشد.
