
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، سیده فائزه خاضع؛ سند ۲۰۳۰ در ایران، از مسیر خوب و صحیحی مطرح نشد. زیرا حدود ۴ سال پیش در فضای انتخاباتی بیان شد که این فضا، فضای سالمی نیست. ما باید این سند را به درستی بشناسیم؛ فارغ از اینکه در چه دولتی و با چه انگیزههای سیاسی، سراغ این سند رفتند. سند آموزش ۲۰۳۰، سندی است که برای توسعه نوشته شده است. به یک باره متولد نشده و دارای پیشینه ای است. در سال ۲۰۱۵، یونسکو با برگزاری نشستهای مختلف با کشورهای جهان، به بیانیه اینچئون و برنامه چارچوب عمل پاریس دست یافت. در نهایت با ادغام این دو، سند آموزش ۲۰۳۰ منتشر شد.
سند آموزش ۲۰۳۰ برای برخورداری از آموزش باکیفیت، برابر، فراگیر و مادام العمر برای همه با هدف توسعه پایدار است. توسعه در نگاه بین الملل، ایده ایست که اقتصاد، فرهنگ، سیاست، سلامت و تربیت را اداره میکند. توسع نیست. حق و تکلیف با هم هستند. یکی از برنامههای ۲۰۳۰ به اصطلاح حذف خشونت در درسهای دانشآموزان است؛ اما این مورد با تعریف غربیها باید مطابقت پیدا کند. حذف درسهایی مانند شهید فهمیده در برخی از کتابهای درسی و استفاده نکردن از کلماتی مانند ایثار، شهادت، جهاد از جمله اهداف خزنده و پنهان سند ۲۰۳۰ است.
یکی از هدفهای این سند، آموزش فراگیر است. یعنی همه باید آموزش متناسب با خود را ببینند تا کسی دچار فشارهای روحی و روانی نشود. مثل اقلیتهای قومی، مذهبی و …؛ که این مورد شامل اقلیتهای جنسی (هم جنس گراها) و یا اقلیتهای مذهبی وهابیت و … نیز میشود. ما، اینها را در قانون اساسی خود هم به رسمیت نشناخته ایم.
از دیگر مسائلی که با آن مشکل داریم، آموزش جامع جنسی به کودک و برابری جنسیتی (به جای عدالت) است. دز نهایت روح تقلید گرایی در مسئولان کشور، باعث پیروی از سند ۲۰۳۰ شد. (عدم خودباوری و غرب باوری) ما باید روی واژهها حساس باشیم! هر جایی که با ادبیات خوب صحبت میکنند باید شک کنیم؛ مخصوصا اگر کسی باشد که سابقه توحش دارد.
