
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محمد میرزایی؛ یکی از مهمترین مسائل مناقشه برانگیز پس از پیروزی انقلابها، مسئلهٔ روی کار آمدن نظام سیاسی جدید است. به عبارت دیگر، نبرد بعد از پیروزی، نبرد میان فاتحان است؛ که این امر در خصوص انقلاب و تغییر نظام حاکم نیز صدق میکند، و در انقلابهای مهم جهان نیز ما شاهد این درگیری و منازعه و مناقشه میان فاتحان انقلاب هستیم. از انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر روسیه گرفته تا انقلاب جمهوری اسلامی ایران، همه و همه با وجود تفاوتهای بنیادین، در این امر مشترک است.
در جریان مبارزات انقلابی و به تبع آن پیروزی انقلاب اسلامی ایران، گفتمانها و تفکرات متعدد و در برخی موارد متضادی نقش داشتند. یکی از این گفتمانها، گفتمان اسلام سیاسی لیبرال بود که میتوان از مهدی بازرگان به عنوان مهمترین طراح و نظریهپرداز آن نام برد؛ وی میکوشید تا تفسیری لیبرال و دموکرbr>
در نهایت مردم ایران نیز، به دلیل جایگاه ویژهٔ اسلام و به تبع آن، روحانیون در نزد آنان، گرایش بسیار زیادی به اسلام فقاهتی داشتند که رهبری حضرت امام (ره) در جریان مبارزات بیانگر آن است. به همین دلیل از گفتمان اسلام فقاهتی طرفداری کردند و نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه را بر سرکار آوردند.
در راه تشکیل تمدن نوین اسلامی که هدف اصلی از انقلاب اسلامی در جریان اسلام فقاهتی است، وجود، ولی فقیه در رأس امور تنها ضامن حرکت در مسیر درست و شرط لازم تحقق این هدف است. برای رسیدن به این مهم، باید در ساختار حکومت، قوه قضائیه، قوه مجریه (دولت) و قوه مقننه (مجلس) انقلابی و متعهد و معتقد وجود داشته باشد. تا زمانی که مجلس و قوه مجریه شامل افراد ملتزم به نظام جمهوری اسلامی و دلسوز نسبت به مردم و کشور، به اصطلاح جوان مومن انقلابی نباشد، حرکت رو به جلو و به سمت تشکیل تمدن نوین اسلامی میسر نمیشود. روی کار آمدن مجلس و دولت جوان انقلابی تنها با رأی مستقیم مردم صورت میگیرد و نیازمند بصیرت جمعی مردم نسبت به کاندیدها است؛ بنابراین همانگونه که مردم در ابتدای انقلاب از نظریه ولایت فقیه و اسلام فقاهتی حمایت نمودند، باید در انتخاباتها، همچون انتخابات پیشرو، نیز از افراد تحقق بخش به این گفتمان حمایت کنند تا مشکلات ساختاری دچار گشایش گردند.
