
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محسن رضایی؛ پس از تصرف کنگره امریکا به دست معترضان، جرج بوش، رئیس جمهور سابق ایالات متحده در جملاتی اظهار داشت: در یک جمهوری موزفروش نتایج انتخابات را اینگونه به چالش میکشند، نه در جمهوری دموکراتیک ما! در واقع جرج بوش با مقایسه اتفاقات رخداده در داخل خاک امریکا و اتفاقات رخداده در جمهوریهای به اصطلاح موزفروش، قصد تخریب چهره ترامپ و هواداران وی را داشت؛ اما او خواسته یا ناخواسته با انجام این مقایسه، بخشی از تاریخ استعمار فرانوی ایالات متحده را یادآوری نمود.
اصطلاح “جمهوری موزفروش” برای اولین بار در سال ۱۹۰۱ میلادی توسط نویسنده امریکایی، برای اشاره به وضعیت ناپایدار سیاسی و اقتصاد تک محصولی (عمدتا مبتنی بر فروش موز) کشورها به کار برده شد، اما این اصطلاح داستان غمانگیز استعمار فرانوی ایالات متحده را در کشورهای امریکای مرکزی روایت میکند. “موز” در واقع محبوبترین میوز قرن ۲۰ میلادی به سرعت رشد کرد و قسمت عظیمی از مزارع، تسهیلات تلفن و تلگراف، شبکه حمل و نقل و سواحل کشورهای امریکایی مرکزی را تصاحب نمود و همچنین حق پخش انحصاری میوه موز را به دست آورد.
در اصل شرکت “یونایتد فروت” نمونه اولیه و آشکار استعمار فرانو ایالات متحده به حساب میآید. کشور امریکا سالها به منظور حفظ تسلط بر منابع و استفاده از سود حاصل از تجارت میوه، برای کشورهای امریکای مرکزی طرح و برنامه داشته است، از مداخلات نظامی گرفته تا کودتا و دستکاریها سیاسی. در ادامه به بخشی از اقدامات امریکاییها در کشورهای امریکای مرکزی اشاره میکنیم.
گواتمالا
گواتمالا پس از استقلال از اسپانیا، تا سالها توسط دیکتاتورهایی که از طرف شرکت “یونایتد فروت” پشتیبانی میشدند، اداره شد. از اواخر قرن ۱۹ تا نیمه قرن ۲۰ میلادی گواتمالا بهشت دیکتاتورها بود. حاکمان این کشور ارتباطات تنگاتنگی با صاحبان زمین و سرمایه داشتند. شرکت “یونایتد فروت” نیز یکی از اصلیترین زمینداران این کشور بود. در سال ۱۹۴۴ میلادی جنبش مردمی در اعتراض به وضعیت نابهسامان اقتصادی، توانست دیکتاتور آن زمان را مجبور به استعفا کند.
