
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، زهرا صفوی؛ طی یک سال گذشته سؤالات متعددی درباره وضعیت محور مقاومت پس از ترور سردار قاسم سلیمانی در فرودگاه بغداد مطرح شده است. برای پاسخ به این سؤال پیش از هر چیز باید بدانیم که سرنوشت چنین محوری که علیه سیطره آمریکا ایستاده است با ترور یک فرد یا مجموعهای از افراد تغییر نخواهد کرد. بدون شک این راه مملو از نیروهای شهادتطلبی است که جان خود را در راه اهدافشان میبخشند و در ادامه، نیروهای دیگری راه آنان را ادامه خواهند داد. مقاومت ایده است. نمیتوان این ایده را کشت.
از سوی دیگر ترور سردار سلیمانی خون تازهای به انقلاب ایران بخشید؛ بهویژه برای نسلی که رخداد انقلاب، ابعاد مختلف آن و فداکاریهایی که در راهش صورت گرفته بود را درک نکردهاند. این ترور برای نسلهای مختلف ایرانیان به حادثهای ملی تبدیل شد؛ حادثهای که از منظر اکثریت آنان، فارغ از دیدگاههای شخص متوقف نشده است.
البته تحولاتی که پس از شهادت سردار سلیمانی رخ داده محدود به اینها نیست؛ چرا که ایران قواعد نبرد با آمریکا را نیز دچار دگرگونی کرده است. تا پیش از این حادثه ایران هرگز رویارویی مستقیمی با آمریکاییها نداشت. براساس اطلاعاتی که در اختیار دارم، رهبر انقلاب شخصا در اتاق فرماندهی عملیات حمله به پایگاه عینالاسد حضور داشت و فرمان حمله و در پی آن، فرمان حمله به پاسخ احتمالی آمریکا را صادر کرد. ایران همچنین با ارسال پیامهای جداگانه به تمام کشورهای همسایه درباره پیامد حملات آمریکا از خاک این کشورها به ایران هشدار داد. در این صحنه دستکم دو رخداد بیسابقه به وقوع پیوسته است:
۱- برای نخستین بار بعد از نبرد پرل هاربر یک پایگاه آمریکایی مورد حمله قرار گرفت بدون آنکه این کشور پاسخی بدهد.
۲- ایران قبل و بعد از حمله به عینالاسد، مسئولیت خود در بمباران مواضع آمریکا را بهطور رسمی و علنی اعلام کرد.
به این ترتیب ایران پس از ترور سردار سلیمانی قواعد نبرد را تغییر داد و خطوط قرمز متعددی را زیر پا گذاشت؛ خطوط قرمزی ازجمله اینکه آمریکا ابرقدرتی شکستناپذیر است و هیچکس در جهان شهامت رویارویی با آن را ندارد! بیپاسخ ماندن حملات موشکی علیه عینالاسد نشان میدهد ایران قواعد جدیدی را بر نبرد خود با آمریکا دیکته کرده است.
