
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، محمد عظیمی؛ بستهشدن حسابهای کاربری دونالد ترامپ، رئیسجمهوری فعلی آمریکا از سوی پلتفرمهای مشهور و جهانی این روزها، به یکی از بحثهای داغ تبدیل شده است. این برای نخستین بار در تاریخ آمریکا بهحساب میآید که غولهای فناوری این کشور با یک رئیسجمهور در حال کار یا حتی سابق چنین رفتاری داشتهاند.
البته به نظر میرسد هیچ سیاستمداری هم مثل ترامپ شبکههای اجتماعی و به ویژه توییتر را به تریبون خود تبدیل نکرده بود. او به جای رسانههای رسمی از توییتر خود با داشتن حدود ۸۹ میلیون فالوئر مثل یک رسانه برای عزل و نصب مقامها، تهدید به جنگ و حتی دعوت به آشوب استفاده میکرد.
پیش از این، شبکههای اجتماعی مثل توییتر و فیسبوک با گسترش فیکنیوزها استفاده از برچسبهای هشداردهنده را روی پستهای کاربران ازجمله افراد مشهور شروع کرده بودند. حذف پستها و بعر پلتفرمها به سوی فیلترینگ بسیار سخت و ساخت پلتفرمهای مشابه رفتهاند. چین با جمعیت ۳. ۱ میلیاردی خود مثلا برای توییتر، فیسبوک و گوگل مشابهسازی کرده و همه چیز را تحت کنترل خود درآورده است. اما این سیاست «دیوارهای بلند» و قطع ارتباط با دنیا به حساب میآید.
در واقع به بهای مدیریت محتوا در پلتفرمها و رؤیای فضای آنلاین امن، همه راههای ارتباطی با جهان قطع میشود. درحالیکه فلسفه اینترنت نزدیک شدن بیشتر آدمها به یکدیگر و شنیدن عقاید دیگران بوده است. بسیاری عقیده دارند که این مدل و قطع ارتباط با دنیا نمیتواند تضمین استقلال و حتی دوری از آسیبها باشد. دیدگاه پلتفرمساز در دنیای آنلاین عقیده دارد که وزن پلتفرم مهمتر از محتواست. از سوی دیگر، اما دیدگاه محتواساز وجود دارد که محتوا را فراتر از پلتفرم میداند؛ حتی با خطر حذف محتوا. در دنیای واقعی پس از جنگهای خونین، سرانجام کشورها هر چند در ساختار نامناسب به طرح سازمان ملل متحد رسیدند، شاید اکنون در جهان هم جای رگولاتوری بیطرف، جهانی و عادل برای فضای آنلاین خالی است. نهادی که فارغ از رنگ، نژاد، کشور و عقاید بتواند فضای مجازی را رصد کند که دنیای آنلاین جای بهتری از شرایط حاضر شود.
